کتاب اثر مرکب از چی حرف می زنه؟

کتاب اثر مرکب نوشته ی دان هاردی، ازون دسته کتاباییه که میخواد یه مساله ای رو حل کنه که به جرات میگم 90 درصدمون درگیر این مساله ایم. چی؟ این که چرا نمی تونیم عادتای بدمون رو تغییر بدیم؟ چرا وقتی یه هدفی تو ذهنمونه هیچوقت به مرحله ی عمل نمی رسه و فدای تنبلی میشه؟ اون شنبه ای قراره شروع کنیم پس کی می رسه؟

راستش مطالب این کتاب شاید تکراری باشه، اما این مفاهیم اینقدر نقش مهمی تو زندگی دارن که خوندنشون حتی صد بار هم خالی از لطف نیست و حتی اگه یک درصد باعث شه که این روش ها رو تو زندگی پیش بگیریم، ارزشمنده. من هرچیزی که از کتاب توی ذهنم هست رو به اضافه ی یکم از برداشت شخصی خودم می نویسم. امیدوارم هم خودم هم تویی که این متن رو می خونی تصمیم بگیریم قوی تر از همیشه به سمت هدف هامون حرکت کنیم.

خب، من فکر می کنم اصلا فلسفه ی اسم این کتاب اینه که رسیدن به هدف ها، و ترک عادات بد، در گروی یه تصمیم و یه شبه متحول شدن نیست بلکه نتیجه ی ترکیبی از شیوه های هدایتی ما رو به سمت اهدافه. تاکید این کتاب روی برنامه ریزی برای تغییر عادات بده. حالا عادتا چه ربطی به هدف دارن؟ خب دقیقا اینا مانع حرکت ما و مشوق تنبلی ما هستن :))

استراتژی ای که دان هاردی برای رسیدن به موفقیت تشریح می کنه، تعهد به انجام کار ها و شروع از کوچیکترین و ساده ترین اون هاست. مجموعه انتخاب های کوچک و هوشمندانه. (یاد برنامه نویسی داینامیک افتادم :)) )

  • پس فرمول هر تغییر بنیادی ای اینه: انتخاب های هوشمندانه + ثابت قدمی.

یکم که بیشتر می خونی، از اثر موجی حرف می زنه. یعنی چی؟ یعنی انجام یه سلسله مراتب از کارها، هرچند ساده و کوچیک، اما بطور منظم، میتونه مثل موج بعد از یه مدتی نتیجه قابل توجهی رو رقم بزنه. این سلسله مراتب می تونن عادات بد باشن مثل مصرف قند که اثر موجیش بیماری و افزایش وزن در طولانی مدته، یا سیگار، ... یا عادات خوب مثل ترک سیگار و ورزش.

یچیز دیگه ای که نویسنده کتاب توی روند رسیدن به موفقیت موثر می دونه، مسئولیت پذیریه. یجورایی میگه مسئولیت نپذیری دلیل اصلی بهونه هایی که باهاش خودمون و انتخاب های غلطمون رو توجیح می کنیم و اون شنبه هه هیچوقت نمی رسه. همچنین، مسئولیت پذیری باعث میشه اتفاقاتی که دست خودمون نیستن مثل بحران اقتصادی کشور رو، بهونه برای موفقیتمون قرار ندیم.(نمی دونم چقد درسته یا نه ولی بنظر اگه فکر کنیم که موثر نیست قطعا بهتر می تونیم تلاش کنیم و یه سد ذهنی برامون درست نمیشه). همچنین باید قانون جذب رو همواره به یاد داشته باشیم. و با این استدلال ها، کلمه شانس معنای جدیدی پیدا می کنه.

  • پس فرمول خوش شانس بودن میشه: آماده بودن برای پیشرفت + نگرش مثبت داشتن + شناختن و شکار فرصت ها + عمل

یه عامل دیگه، نوشتنه. دان هاردی اعتقاد داره نوشتن حتی روزمرگی ها، یه عامل بازدارنده قوی برای تصمیمات اشتباهه. وقتی عادت بد رو بنویسیم مثل یه جادو، به ما اراده برای ترک اون عادت می بخشه. همچنین برای نوشتن اهداف، و اراده برای جنگیدن واسشون هم، صادقه.

این نویسنده که گویا خیلی ادم موفقیه، 5 تا قدم برای ترک عادتای بد ارائه کرده.
اول این که عاملی که ما رو به سمت اون عادت می کشونه رو پیدا کنیم.
دوم این که هر چیزی که بستر انجام اون عادت رو برامون فراهم می کنه رو از خودمون دور کنیم.
و به عنوان قدم سوم، براش یه جایگزین پیدا کنیم.
و دوتا عامل دیگه ی خیلی مهم برای استمرار این روند هم، اروم شروع کردن و سریع انجام دادنه :)) یعنی در عین حال که ترک عادت ها به مرور شدنیه نه یک دفعه، در عین حال گاهی هم اصلاحشون هر چه سریعتر باشه بهتره چون ممکنه عوارض جبران ناپذیر داشته باشه. اینطوری که من برداشت کردم، سقف تلاشمون رو کنیم هرچند اروم بود عیبی نداره :))

یه چیز دیگه ای که اثر مرکب بهش می پردازه، اینه که هرچند ما همیشه منتظر نتایج فوری هستیم، اما این انتظار اصلا خوب نیست. انگیزه رو کم می کنه و باعث میشه خودمون رو ادم بی اراده ای بدونیم. یعنی برای هر قدم کوچیکی که بر میداریم، ایمان داشته باشیم که بی نتیجه نیست.. هرچند که بعد از مدتی نتیجه ای نبینیم. نظم، پیوستگی و صبر از عوامل معروف رسیدن به اهداف هستن.

حالا وقتی تونستیم عادت غلط رو ترک کنیم و عادت خوب رو شروع، چطوری حفظش کنیم؟

دان هاردی به روش تکانه بزرگ اشاره می کنه که میگه وقتی مدت انجام یه کار طولانی بشه، ریتم پایداری پیدا میکنه. این نکته هم مهمه که توی برنامه ریزی روزانمون واقع بین باشیم و یه روتینی به وجود بیاریم که زندگی رو برامون سخت نکنه. به خودمون سخت نگیریم مثلا وقتی تصمیم به ورزش گرفتیم نگیم هرروز دو ساعت:) سه روز در هفته یک ساعت می تونه برای قدم اول عالی باشه. این بین حذف کردن یسری شرایط منحرف کننده مثل رسانه و هرچیزی که انرژی منفی میده هم خیلی می تونه مفید باشه. این هرچیزی می تونه شامل انسان های اطرافمون هم باشه. طبق تحقیقات دانشگاه هاروارد، افراد اطرافمون، 95 درصد توی شکست و موفقیتمون تاثیر دارن. و خیلی قدم خوبیه اگه حتی یک نفرشون هم تاثیرات منفی ای که داره بیشتر از تاثیر مثبته، دنبال راه حل برای روابطمون باهاش بگردیم :دی

نویسنده مطلبش رو با مفهوم "چیزی که نکشتت قوی ترت میکنه" به پایان می رسونه. طی تلاش کردن توی مسیر، به هر محدودیتی که غلبه کنیم، برای ادامه ی مسیر قوی تریم و این حقیقت به هیچ وجه قابل انکار نیست. فشار اوردن به خودمون فقط گاهی اوقات، نتیجش به شدت درخشانه.

  • پس کلید موفقیت درک اینه که: ما مسئول زندگی + ایجاد عادات خوب + پرور نظم + ارامش خودمون هستیم نه هیچکس و هیچ چیز دیگه.





دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *