چه چیزی باعث میشه به خواسته‌هات نرسی؟

فکر میکنی فاصله تو با رسیدن به چیزهایی که میخوای چقدره؟

چه چیزی الان توی ذهنت هست که دوست داری داشته باشی ولی به‌نظرت دور و دست نیافتنی میاد؟

  • کنکور قبول شدن؟
  • خجالتی نبودن؟
  • کارهارو نصفه کاره رها نکردن؟
  • اینکه همسرت بیشتر بهت توجه بکنه؟

یه خواسته که زیاد بهش فکر میکنی رو در نظر بگیر و به خوندن این متن ادامه بده.

اول از همه می‌خوام بگم خواسته هایی که ما در ذهنمون داریم سه دسته هستن :

اونهایی که مربوط به خودمون میشن و میتونیم برای رسیدن به اونها کاری انجام بدیم.

اونهایی که مربوط به دیگران هستن و ما تصور میکنیم میتونیم برای به‌دست آوردنش کاری بکنیم (اما در حقیقت اینجور نیست).

مواردی که مربوط به دنیای اطرافمون میشن و با اینکه نمی‌تونیم مستقیما کاری درباره‌اش انجام بدیم می‌تونیم تاثیراتی در اون بذاریم.

در مثال‌های بالا میتونیم همین تقسیم بندی رو باهم بررسی کنیم.

"خجالتی نبودن" یا "کارهارو نصفه کاره رها نکردن" چیزیه که تماما مربوط به خودته و مسیر رسیدن بهش رو هم میتونی ترسیم کنی و بهش برسی که در ادامه بیشتر درباره‌اش حرف میزنم.

اینکه "همسرت بیشتر بهت توجه بکنه" ، "مادرت کمتر بهت گیر بده" ، "مدیرت بیشتر بهت اعتماد کنه" و تمام این دست از چیزهایی که شب و روز تو فکرمون داریم، خواسته‌هایی هستن که در راه رسیدن بهشون آب تو هاون می‌کوبیم.

تو هیچ وقت نمی‌تونی باعث تغییر رفتار کسی، اون هم به این شکل بشی. ممکنه با کسی قهر کنی و اون هم از شدت دلتنگی حرفت رو قبول کنه یا با کسی دعوا کنی و مجبورش کنی کاری رو که می‌خوای انجام بده ولی همیشه ناراضی هستی. فرض کن یه اسلحه گذاشتی رو سر معشوقه‌ات و بهش میگی که بگه دوستت داره. اون اینکارو میکنه اما آیا برات کافیه؟ وقتی میدونی که از ترس جونش مجبور شده که اینو بهت بگه و احساس واقعیش نیست، هنوز هم ناراضی هستی.

فعلا توی این مقاله این نوع خواسته‌هارو رها کنید. شاید بعدها یه مقاله درباره این نوع از خواسته‌ها هم نوشتم.

"کنکور قبول شدن" هم از اون دست خواسته‌هایی هست که مستقیما دست ما نیست و عوامل بسیار زیادی تو نتیجه‌اش تاثیرگذار هستن و ما هم میتونیم یکی از اون موارد تاثیرگذار باشیم. این نوع از خواسته‌ها رو میتونیم به موارد جزئی تقسیم کنیم و مواردی که تحت کنترل خودمون هست رو براشون برنامه‌ریزی کنیم (که میشه مثل دسته اول از خواسته‌ها) و بقیه چیزها رو هم رها کنیم 😊

حالا بریم سراغ اینکه فاصله تو با اون خواسته چقدره؟ خیلی از آدم‌ها فکر می‌کنن هوش یا مهارت‌های ارتباطی یه چیز مادرزادیه؛ یا نسبت به خودشون و اینکه بتونن تغییری بکنن، مثلا اضطرابشون رو مدیریت کنن بدبین و نا امید هستن.

چقدر این مدل حرفارو با خودتون تکرار میکنین؟

"منم اگه میتونستم تنهایی تو شهر دیگه‌ای زندگی کنم مثل فلانی، دانشگاه خوبی می‌رفتم ولی من آدمش نیستم پس فکر دانشگاه فلان رو از سرم بیرون می‌کنم"

"من هیچ وقت نمی‌تونم مثل فلانی حرفمو با قاطعیت بزنم، برای همینم بقیه بهم امر و نهی می‌کنن"

"من انگار هیچ استعدادی ندارم، خنگم! خنگ مادرزاد "

"من نمیتونم اضطرابمو کنترل کنم. میدونم که دلیلی نداره نگران باشم ولی وقتی فکرا بهم حمله می‌کنن انگار فلج می‌شم"

در فرهنگ بیشتر ما، تمایل زیادی به استاندارد سازی چیزها وجود داره. خیلی از ما باور داریم که یک حالت ایده‌آل درستی برای چیزها وجود داره که ما به دلایل ثابت و غیر قابل تغییری نمیتونیم بهش دست پیدا کنیم!!!

اما واقعیت این شکلی نیست و آدم‌ها می‌تونن به شکل‌های مختلفی به چیزهایی که دوست دارن برسن و شاید بتونم بگم تنها مانع این موضوع همین طرز فکر هست. دو نوع طرز فکر وجود داره که ریشه تو همین باورها دارن:

  • طرز فکر ثابت Fix mindset
  • طرز فکر رشد Growth mindset

( اگر پیشنهاد بهتری برای ترجمه‌ها دارین لطفا کامنت بذارین)

طرز فکر ثابت همون طرز فکریه که باعث میشه فکر کنی تو اون کسی که می‌خوای باشی نیستی و هیچ وقت نمی‌تونی باشی، اون مهارتی که می‌خوای رو نداری و هیچ وقت نمی‌تونی داشته باشی.

طرز فکر ثابت همون طرز فکریه که به بچه‌ها بابت نمره خوبی که می‌گیرن جایزه میده و مدرسه‌های تیزهوشان رو راه‌اندازی می‌کنه. افرادی‌که طرز فکر ثابت دارن باور دارن که آدم‌ها با استعدادهای ویژه‌ای به‌دنیا میان یا اینکه تمام شخصیتشون تو سه سال اول زندگی شکل می‌گیره و دیگه نمیشه کاری کرد! این افراد شواهد علمی برای ادعای خودشون ندارن و معمولا به غر زدن و حسرت خوردن اعتیاد دارن J

اما افرادی که طرز فکر رشد رو دارن باور دارن که همه چیز قابل تغییره و اگر می‌خوان چیزی رو به‌دست بیارن تنها راهش اینه که تلاش کنن! به شکل‌های مختلفی هم تلاش کنن!

طرز فکر رشد همون طرز فکریه که افرادی مثل استیو جابز و بیل گیتس رو ساخته و از کسی‌ که تو یه تصادف پاهاشو از دست میده یه ورزشکار حرفه‌ای می‌سازه!

افرادی‌که طرز فکر رشد دارن باور دارن که مهارت‌های ذهنی و فیزیکی هیچ کدوم چیزهای ثابتی نیستن و با تمرین تغییر می‌کنن. برای این ادعا شواهد علمی زیادی هست که بهش میگن خاصیت پلاستیسیته مغز! و این یعنی سلول‌های عصبی مغز شما تغییر می‌کنن و اتصالات جدیدی رو می‌سازن و همین باعث می‌شه که شما بتونین تو بیشتر زمینه‌های ذهنی، فیزیکی و شخصیتی تغییر کنین.

یه تحقیق جالب انجام دادن روی دو دسته از بچه‌های مدرسه‌ای؛ که به یه عده در ازای امتحان‌هاشون نمره قبولی و مردودی دادن و به یک عده دیگه یه نوع جدیدی از نمره دهی رو دادن بر اساس اینکه:

"این مرحله رو گذروندی"

و

"هنوز نه!"

و از مغزهاشون حین یادگیری تصویربرداری کردن. افرادی که نمره مردودی گرفتن فعالیت مغزی کمی داشتن و افرادی که نمره "هنوز نه" رو گرفتن فعالیت مغزی بیشتری داشتن که این فعالیت بیشتر رو تلاش بیشتر برای یادگیری معنی می‌کنن! این تحقیق نشون میده گفتن اینکه "تو توی این درس مردود شدی" با اینکه " هنوز این مرحله رو نگذروندی" میتونه تعیین کننده تلاش بعدی افراد برای یادگیری باشه (حتی در سطح ناخودآگاه).

حالا به مکالمه‌های ذهنی خودت برگرد و تمام نمیتونم ها رو تبدیل کن به "هنوز نتونستم" و باز هم تلاش کن.

مسیر تلاش برای رسیدن به خواسته‌هات یک مسیر خطی و قابل پیش بینی نیست. مسیر تو منحصربه‌فرده و اگر کسی از بچگی مهارتی رو داشته، نه چیزی از تو کم میکنه نه چیزی به اون اضافه میکنه. تو میتونی تبدیل بشی به اون کسی که می‌خوای تا آرزوهات برات تبدیل به حسرت نشن!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *