چشمه جوشان قلب

علامه حسن زاده آملي(مدظله العالي) در سر درس مي فرمودند: انسان بايد به چاه در دلش برسد و بايد آن قدر تلاش کند تا در دلش چشمه اي جوشان پديد آيد. اگر چاله اي بکنيد و به چاه نرسيد، به جايي نرسيده ايد و فايده اي ندارد؛ زيرا اين که برويد يک سطل از آن جا ، يک سطل از اين جا آب برداريد و بريزد و بگوييد من چاه دارم، اين فايده اي ندارد؛ زيرا يا خشک مي شود يا مي گندد؛ زيرا چشمه جوشان است که نه تمام مي شود و نه گنداب مي شود.

البته از نظر قرآن، اگر نتوانستيد چاهي داشته باشيد و چشمه اي جوشان در دل و قلب؛ لا اقل از جايي آب برداريد که پاک و پاکيزه باشد و آلوده نباشد. از نظر قرآن انسان هاي موفق دو دسته اند: 1. يا مستنبط هستند و خودشان چشمه اي دارند و از «منبع» خودشان آب را بر مي دارند؛ زيرا «نبع» و چشمه جوشان دارند؛ 2. يا آن که مستمع خوبي هستند و خوب گوش مي کنند و از ميان اقوال برترين اعتقاد و اقوال اعتقادي را بر مي دارند و بدان ايمان مي آورند: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ؛ به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند؛ اينانند كه خدايشان راه نموده؛ و اينانند همان خردمندان. (زمر، آيه 18)

اگر انسان داراي قلبي جوشان باشد و چشمه اي جوشان داشت باشد، در آسودگي و آسايش و آرامش است؛ ولي اگر نتوانست دست کم مستمع خوبي باشد. خداوند در قرآن درباره اين دو دسته از انسان ها مي فرمايد: لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَي السَّمْعَ؛ کسي که براي او قلبي است يا آن که خوب گوش مي گيرد.(ق، آيه 37)

در جايي ديگر با اشاره به وضعيت دوزخيان از زبان آنان نقل مي کند که اگر بهره اي از يکي از آن دو داشتند دوزخي نمي شدند:لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِل؛ اگر گوش مي داديم يا تعقل مي ورزيديم دوزخي نمي شديم.(ملک، آيه 10)

هم چنين از اين آيات به دست مي آيد که قلب و عقل دو مرتبه از مراتب نفس هستند که مسئوليت آن ها همان درک و فهم امور است؛ البته با تفاوت هايي جزيي که در مطالب ديگر بيان شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *