چرا خرمشهر ؟

بسم رب الشهداء والصديقين

با سلام و صلوات به روح بلند امام ، شهدا و صلوات براي سلامتي امام زمان (عج) مقام معظم رهبري و رهروان راه امام و شهدا م پيروزي رزمندگان بخصوص مدافعين حرم در اين ايام فرخنده

بعنوان يک نويسنده و راوي دفاع مقدس وقتي به تاريخ انقلاب اسلامي و رويدادهاي مرتبط با آن نگاه مي کنم مي بينم که : به جرات مي توان گفت انقلاب اسلامي نقطه ي عطف و راهگشاي بن بست فکري بشريت است و جنگ تحميلي نقطه ي عطف و چراغ راه انقلاب اسلامي و خرمشهر ( هم مقاومت جانانه ي 35 روزه اش و هم آزادي غرور آفرينش ) نقطه عطف و نگين هميشه درخشان جنگ تحميلي

1-     انقلاب اسلامي درست در هنگامه اي به وقوع پيوست که جهان در بين دو تفکر کمونيستي و ليبراليستي و بخصوص سرخوردگي از ليبراليسم و پاسخگو نبودن کمونيسم به يک بن بست فکري رسيده بود که معلوم نبود اگر انقلاب اسلامي بوقوع نمي پيوست چه راه سوم و تفکري بر سر راه بشريت قرار مي گرفت و آيا بشريت يک راه سومي که او را به قهقراي بيشتري سوق مي داد انتخاب نمي کرد؟ با وقوع انقلاب اسلامي و به موزه تاريخ سپرده شدن تفکر کمونيستي ، ليبراليستها که از جاذبه هاي مادي و شهواني نيز برخوردار بودند ، خود را يکه تاز ميدان مي ديدند که ناگهان تفکر الهي انقلاب اسلامي را در برابر خود ديدند ، آنها که فکر مي کردند با همان ترفندهايي که ديگر انقلابات را از بين بردند مي توانند اين انقلاب را هم از پاي درآورند ، وقتي نقشه هايشان را نقش بر آب ديدند آخرين حربه ي خود را به کار برده و اتفاقا احمقانه ترين برنامه ي خود را بوسيله ي يکي از احمق ترين مهره هاي خود به اجرا در آورده و جنگ ناخواسته اي را بر عليه اين انقلاب الهي به راه انداختند ...

2-    درست در زماني که انقلاب اسلامي تثبيت شده و بدون هيچ تجربه و سابقه اي ( البته امروزي ) مي خواست براي آينده ي خود برنامه ريزي کند دشمنان انقلاب اسلامي با براه انداختن جنگ تحميلي کارگاه تجربه اندوزي 8 ساله اي را در زمينه هاي مختلف نه تنها نظامي که فني ، اقتصادي ، عمراني ، اجتماعي ، هنري ، ادبي ، معنوي و براي تثبيت و کارآموزي نيروهاي اين انقلاب خدايي گشودندو به تعبير امام دانشگاهي را  که معلوم نبود اگر اين حماقت دشمن نمي بود و اين جنگ با گنج هاي بيشمارش در پيش پاي اين ملت انقلابي قرار نمي گرفت ، مسئولين چه راهي را و با کدام نيرهاي کارآزموده براي ادامه ي انقلاب اسلامي برمي گزيدند و آيا آقاي هاشمي همان بلايي را که بعد از هشت سال دفاع مقدس ، تحت عنوان دولت سازندگي بر سر اين ملت آورد که متاسفانه هم دولت اصلاحات و هم دولت کليد ادامه دهنده ي راه همان دولت و انحرافات آن از خط امام مي باشند را در همان سالهاي اول انقلاب به اجرا در نمي آورد ، آنهم هنگامي که نه تجربه دفاع هشت ساله و ايستادگي در برابر دنياي استکبار بود و نه تجربه ي هزاران ابتکار و خلاقيت و ساختن خيلي چيزها و نه الگوهايي مثل هزاران شهيد و فرماندهاني مثل چمران و باقري و همت و متوسليان و صياد و بابايي وکاوه و برونسي و تهراني و سليماني و نه شناختن استعداد جوانان اين مرز و بوم و ...

3-    و اما خرمشهر ، خرمشهر گذشته از سه بار اشغال تاريخي که بار اول بوسيله عثماني ها اشغال و با تدبير امير کبير البته در برابر واگذاري استان سليمانيه آزاد شد و بار دوم هنگامي که نيروهاي ايران مي خواستند هرات را نجات دهند به اشغال نيروهاي انگليس در آمد و در قبال از دست دادن هرات آزادي خود را بدست آورد  و بار سوم در جنگ جهاني دوم به اشغال انگليسي ها در آمد و با بيرون رفتن نيروهاي انگليسي از ايران طعم آزادي تلخ را چشيد ، در دفاع مقدس مقاومتي 35 روزه و اسارتي 19 ماهه يا 575 روزه و آزادي غرور آفرين سوم خرداد را در کارنامه ي خونين خود دارد ، آزادي که در آن بيش از 16 هزار نفر از نظاميان بعثي به هلاکت رسيدند و حدود 19 هزار نفر به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند ، طبق برنامه ي از پيش طراحي شده دشمن قرار بود سه ساعته خرمشهر ، سه روزه اهواز را اشغال کرده و صدام بعد از يک هفته در تهران سخنراني کند ولي وقتي با مقاومت 35 روزه ي مردم خرمشهر مواجه شد همه ي برنامه هايش بهم ريخت و از طرف ديگر نيروهاي مردمي توانستند خود را از دورترين نقاط ميهن اسلامي به جبهه ها برسانند ، سوال اين استکه اگر صداميان نه سه روزه که ده روزه مي توانستند خرمشهر را گرفته و به طرف اهواز و انديمشک و از آنجا لرستان و .... به حرکت در آيند آيا سرنوشت جنگ هماني بود که بعدا شد ؟ پس مي توان گفت سرنوشت جنگ را همان مقاومت 35 روزه مردم خرمشهر تعيين کرد با بهم ريختن برنامه هاي صدام و البته آن صحنه هاي دردناک و غرور انگيزش و آزادي خرمشهر برنامه هاي استکبار را بهم ريخت و سرنوشت و اينده ي مقاومت را تعيين نمود ...

4-    دشمن در تهاجم ناجوانمردانه ي خود توانست ده شهر و صدها روستا و 15 هزار کيلومتر از سرزمينهاي اسلامي را به اشغال خود در آورد که در اين ميان خرمشهر و شلمچه اش مي تواند نماد کاملي از همه ي جبهه ها باشد .

5-    در اين ميان بنا به بزرگي حماسه خرمشهر جمله هاي بزرگي هم از طرف امام و شهيدان بيان شد که هر کدام مي تواند از جنبه هاي مختلف مورد تحليل قرار گرفته و الگوي آينده ي ما باشد که به چند جمله ي آن اشاره مي شود :

الف : حضرت امام خميني (ره) : « فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله‌هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد.»

ب : مقام معظم رهبري : « حماسه ي مقاومت و ازادي خرمشهر حادثه اي بي نظير در تاريخ جهان است »

ج : شهيد بهروز مرادي : « به خرمشهر خوش آمديد ، جمعيت 36 ميليون نفر ؟!»

د : شهيد محمد جهان آرا : « بچه ها اگر شهر سقوط کرد دوباره آن را پس مي گيريم ، مواظب باشيد ايمانتان سقوط نکند»

راستي خرمشهر را آزاد کرديم ، ولي بعد از آن خاکريز ايماني و اخلاقي زيادي سقوط کرده است ...؟ چه بايد کرد ؟!

حسين ميرزابيگي ، پژوهشگر ، مدرس و راوي دفاع مقدس

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *