چراغ خانه ما

چه دورانيست دوران نوجواني   ...
دوراني که پر است از الگوهاي مختلف و متنوع
از هنرپيشه هاي سينما گرفته تا فوتباليست ها، شخصيت هاي کارتوني که تصوير آنها به بهانه هاي مختلف به در و ديوار  خانه هاي ما آويزان است.
به خاطر دارم وقتي عکس تيم فوتبال مورد علاقه خودم  را به ديوار اتاقم نصب مي کرد گاهي اوقات ناپديد مي شد و بعد از مدتي کاشف به عمل مي آمد که کار پدر است ...
و وقتي دليل آن را جويا مي شدم پدر مي گفت: هر کسي را که دوست داشته باشي با آن محشور خواهي شد...
الآن مي فهمم که امثال من عکس کساني را در خانه نصب مي کرديم و به آن عشق مي ورزيديم که خودشان هم نياز به الگو داشتند چه رسد که بخواهد الگويي براي ديگران باشند.
و اکنون بعد از سالها که به عکس روي ديوار خانه مان نگاه مي کنم مي بينم که اين عکس ديگر نا پديد نشده است ...
و چه لذتي دارد نگاه به عکسي که بهترين الگو براي من شده است و نه تنها براي من بلکه براي ميليونها نفر در سراسر جهان ...
و من به اين الگو افتخار مي کنم ...
الگويي که سالهاست که عضوي از خانه ما شده است ...
شايد اين بهانه اي باشد براي شما که مثل من دوست داريد با افتخار اين الگو را که سالهاست که چراغ خانه شما شده است به ديگران معرفي کنيد ...
اين تصوير را تقديم به رهبرم مي کنم که سالهاست تصوير او چراغ نوراني خانه ما شده است...

 




چراغ خانه ما

 



تصاوير ارسالي دوستان



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *