نگهبانی پشت درهای بسته

ماهیت شورای نگهبان نگهبانی از حاکمیت اسلام، قانون اساسی و انتخابات است. انتخابات حق الناس است، این به معنای آن نیست که فقط عدد گفته شده با کاغذ ریخته شده در صندوق یکی باشد، یکی از مهمترین حقوق مردم آن است که اگر واجد شرایط هستند توسط شورای نگهبان رد نشوند و اگر ناصالح یا بدون شرایط آمده در قانون، مورد گوشه‌ی چشم و لطف و مرحمت بیجا قرار نگیرند. شورای نگهبان امروز اگرچه در قضیه رد صلاحیت‌ها تقریباً خوب عمل کرده اما در تأیید صلاحیت‌ها آنچنان که باید عملکرد قابل دفاعی ندارد. به زبان دیگر، آنقدر تعداد رد شده‌ها بالاست که انسان تصور می‌کند بنا بر رد صلاحیت تا احراز آن. برای مثال معلوم نیست چرا بعضی از چهره‌های سیاسی و یا حتی نماینده‌های فعلی به دلیل عدم الترام عملی به اسلام یا مخالفت با ولایت فقیه ردصلاحیت شده‌اند. از طرفی گفته می‌شود که شورا به دلیل حفظ آبروی فرد دلیل را اعلام نمی‌کند و از طرفی حرف سخنگو در ذهن کوبیده می‌شود که: اکثرا نماینده‌های فعلی به دلیل فساد مالی یا اخلاقی ردصلاحیت شده‌اند. این اتفاق فقط در انتخابات مجلس اتفاق نیفتاده و جامعه و نخبگان هنوز نمی‌توانند دلیل ردصلاحیت برخی چهره‌ها در انتخابات‌های مختلف را حدس بزنند! باید توجه کرد که رد صلاحیت در مجلس یا ریاست جمهوری چیز کوچکی نیست و این طور نیست که بگوییم ما اینطور فهمیدیم. در بعضی از مصادیق مثل بعضی نمایندگان و یا کاندیداهایی که در جامعه معروف و شناخته شده‌اند آنچه که انسان از شورای نگهبان انتظار دارد این است که طوری کار کنند که شبهه تخلف و تخطی از قانون یا کوتاهی در امر تطبیقی با قانون به وجود نیاید. در مورد رد صلاحیت‌ها همانطور که گفته شد تقریباً خوب عمل شده اما بعضاً در این موارد نیز با عملکرد ابهام آمیزی مواجهیم. تأیید صلاحیت بعضی از نماینده‌ها که پرونده‌ی قطعی فساد دارند آن هم در حالیکه صلاحیت آن‌ها در ابتدا رد شده بود جزو پدیده‌هایی است که نامی جز مصلحت اندیشی نمی‌توان بر آن نهاد.

کاندیداها الآن میدان انتخابات را به مانند میدان مینی می‌بینند که فقط عده‌ای محدود میدانند کجای آن معبری باز شده است؛ بقیه هرلحظه ممکن است منفجر شوند! شفاف نبودن دلایل بعضی از ردصلاحیت‌ها این امر به ذهن می‌رسد که شاید دلیل بعضی از ردصلاحیت‌ها بیشتر از آنکه مستدل به قانونی باشد متأثر از روحیات اعضاست. البته از حق نگذریم همه تقصیر بر عهده‌ی شورای نگهبان نیست. نمایندگان مجلس اگر خیلی ادعا دارند باید یا خودشان داوطلبانه دلایل ردصلاحیتشان را اعلام می‌کردند، یا با تصویب قانونی دست شورای نگهبان را برای علنی کردن دلایل ردصلاحیت نمایندگان و کاندیداها باز می‌کردند. البته هنوز هم دیر نشده؛ اگر نمایندگان محترم ادعایی دارند لااقل علنی کردن دلایل ردصلاحیت کسانی که به ردصلاحیتشان اعتراض دارند را قانونی و وظیفه‌ی شورای نگهبان بکنند. در چند سال اخیر یکی از مطالبات مردمی مطرح شده در رسانه‌ها و یکی از روش‌های پیشگیری از فساد شفافیت آرا و اموال نمایندگان مطرح می‌شود. چگونه می‌توان از نماینده‌ای که حاضر به افشا شدن دلیل ردصلاحیتش آن هم بعد از اعتراض به آن نیست توقع داشت رای و اموال خودش را شفاف کند؟ نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که هنوز مردم حرف‌های تند چند ماه پیش دونفر از اعضا نسبت به یکدیگر را فراموش نکرده‌اند. آقای آملی لاریجانی گفت آقای یزدی هر از چندگاهی در جلسه چیزهایی می‌گوید که قبلا بررسی شده‌اند و در واقع چندان توانایی حضور مؤثر در بحث را ندارد. با چنین حرفی از جانب ایشان، این سؤال پیش می‌آید که چرا ایشان در چنین حالی از شورا کناره‌گیری نمی‌کنند و فرد صالح دیگری را به جای خود معرفی نمی‌کنند؟ چرا ایشان به توصیه امام (ره) که عدم ورود به مسائلی که موجب وهن است، عمل نمی‌کنند و باز هم چه آقای آملی لاریجانی که دفتر ایشان در جواب به زاکانی در مورد اکبر طبری، اتهامات وارد شده به آیت‌الله یزدی را احقاد بدریه و خیبریه می‌داند و بخشی از یک پروژه‌ی بزرگتر، و چه آقای یزدی که اینگونه عمل می‌کنند، باز هم توقع دارند که جوانان انقلابی تند، احترامشان را نگه دارند؟

شورای نگهبان ثمره خون و مجاهدت‌های شیخ فضل الله‌ها و دیگر شیردلان روحانیت است. آن‌ها که در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، اولین کسانی بودند که بر بالای دار رفتند و اجساد مطهّرشان بر سنگفرش حوادث خونین شهادت ایستاده است. روحانیتی متعهد که به خون سرمایه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آن‌ها سر آشتی نداشته و نخواهد داشت، نباید امروز به خاطر عملکرد بعضی از اعضای شورای نگهبان متهم به عدم قدرت اداره‌ی جهان یا حتی بدتر از آن متهم به جانبداری در قضاوت شود.

نویسنده: پوریا مظفری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *