نفوذ؛ هیزم آتش فتنه ای که زیر خاکستر است

بررسي نفوذ در فتنه 88 تا 94

نفوذ؛ هيزم آتش فتنه‌اي که زير خاکستر است

  دود هيزم تر در چشمان فتنه گران

به قلم: منيره غلامي توکلي

فتنه سال 88 را از هر زاويه‌اي که نگاه کنيم، به واژه " نفوذ " مي‌‌رسيم. واژه‌اي که چند  صباحي است در ادبيات سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي ما  بيشتر به آن پرداخته و پُر رنگ‌تر از گذشته به آن توجه مي‌شود.

 اين درحالي است که در قاموس برخي از افراد به ويژه خواص کشور اهميت نفوذ؛ «نخ‌نما» شده است!و گويي با انکار اين قضيه قصد کم رنگ جلوه دادن خشم و کينه ديرينه دشمن عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران يا مقوبل کردن خيال خام«تغيير چهره دول مستکبر» به ويژه سردمدار آنها؛ آمريکاي جنايتکار را دارند، چيزي که مي‌تواند راه گشاي ارتباط و نرمشي افراطي و نااميد کننده در قبال تمام بدرفتاري‌ها، بداخلاقي‌ها، جنايت‌ها، خباثت‌ها و پيمان‌شکني‌هاي دولت‌هاي استکباري و استعماري باشد.

وقتي به فتنه 88 و وقايع آن خوب مي‌نگريم، دست نفوذ آمريکا را به خوبي در لايه‌هاي خواص جامعه مي‌بينيم، نفوذي که اگر چه در آن روزها به زمين زده شد اما بعد از گذشت 6سال هنوز نفس مي‌کشد و آتشي افروخته در پس خاکستر است.

نفوذ در بين خواص بي‌بصيرت و يا کم بصيرت، نفوذ در بين خواصي که ديگر پابرهنه نبوده و از اعيان و اشراف مملکت اسلامي محسوب مي‌شدند، نفوذ در بين نزديک‌ترين اعضاي خانواده و دوستان دولتمرداني که روزگاري از پايه‌هاي انقلاب اسلامي بودند و صدالبته آن زمان هم استحکام رأي و خلوص باطن نداشتند وخود را وامانده از قدرت مي‌ديدند .. نخستين پرده از نمايشنامه ضدانقلابي و ضدولايت فقيه بود که در انتخابات دهم روي صحنه رفت.

اما کار به اينجا ختم نشد! خواص بايد رهبري اين هرج و مرج را بر عهده گرفته و نظام و انقلاب مردمي را به واسطه خود مردم سرنگون مي‌کرد، چرا که مردم زماني پشت به نظام خود مي‌کنند که شکسته شدن قبح ارزش‌هاي ديني، معنوي و رکن اساسي نظام يعني ولايت فقيه برايشان شکسته شود، انقلاب سبز مخملي اگر قرار است جاي انقلابي سرخ و خونين اسلامي را بگيرد بايد خون دهد و شهيدواره داشته باشد! حتي چه عيب اگر رهبر اين آشوب و بلوا هم در سانحه هوايي کشته شود!

فتنه 88 به راحتي و تنها از راه نفوذ در بين خواص صورت نگرفت همان طور که گفته شد نفوذ در خواص و فريبفتن آنها قدم نخستي بود که بدون حضور مردم ابتر مي‌ماند از اين رو براي همراه کردن خيل مردمي راه‌هاي نفوذ را در عرصه‌هاي ديني، انقلابي، فرهنگي و اجتماعي.. هموار کردند.

براي رسيدن به اين هدف، از بازوهاي قدرتمدن جنگ نرم يعني رسانه‌هاي مختلف اعم از شبکه‌هاي اينترنتي، شبکه‌هاي ماهواره‌اي با ساخت شعارهايي عليه نظام و تعيين زمان تجمع‌هاي آشوب طلبانه و سپس ساخت مستند از بلوا و آشوب در خيابان‌هاي پايتخت استفاده کردند و در اين زمينه پيکان زهرآلود خود را بيشتر به سمت زنان و جوانان گرفتند.

                         

براي نمونه در عرصه ديني، نماز جمعه ‌اي مختلط از حضوز زن و مرد کنار هم برپا شد که شرکت‌کنندگان با کتاني و کفش، پشت سر يکي از عوامل فتنه نماز را اقامه کردند! در عرصه ديني به مقدسات مردمي چون مساجد، تکايا، عزاداري‌هاي عاشورا، هديه دادن حيوانات نجس در پارک‌ها و ... توهين کردند!

در عرصه انقلابي، دست کثيف و خيانت پيشه خود را بر رکن انقلاب اسلامي يعني ولايت فقيه گذاشتند و با شعار و عکس و .. به آن مهم توهين کرده و حتي تصاوير رهبر کبير انقلاب اسلامي را پاره کردند!

در عرصه سياسي به دنبال مظلوم‌نمايي و مطالبه‌گري خود از نظام، ظلم بر فلسطين و مردم مسلمان را کم رنگ جلوه داده و با نيروهاي ارزشي انقلاب اسلامي در افتادند و حتي در اين زمينه از ريختن خون بي‌گناهان هم ابايي نکردند!      

               

در عرصه فرهنگي و اجتماعي، تصاوير زننده از نوع تظاهرات و در هم آميختگي زن و مرد، دختر و پسر را به همگان نشان دادند، امنيت را از کوچه و خيابان گرفتند و با بي‌نظمي‌هاي مدني قصد نشان دادن مخالفت خود را نه تنها بر نتيجه انتخابات بلکه کليت نظام نشان دادند.

فتنه 88، فتنه نفوذ بود، ترکشي بزرگ از خمپاره‌اي مهيب که در پي براندازي نظام به سوي ايران اسلامي، پرتاب شده بود. چيزي که از واکاوي فتنه 88 بايد به آن رسيد اين است که اگر چه اين خمپاره با هوشياري مردمي نتوانست تخريبي ويران کننده به جاي بگذارد اما دست تجاوزگر دشمن در ميدان مبارزه عليه انقلاب اسلامي کوتاه نشده و راه‌هاي نفوذ همچنان از طريق خواص بي‌بصيرت، ضربه زدن به ارزش‌هاي اسلامي و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي؛ همچنان باز است و هنوز هم هستند مردمي که دانسته و ندانسته از روي خيانت‌پيشگي يا از جهالت يا از خباثت به دنبال ايجاد هياهويي نوين هستند.

مصداق اين نکته و ادعا، فتنه جديدي است که بوي آن از انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و پنجمين دوره مجلس خبرگان رهبري به استشمام مي‌رسد.

فتنه‌اي که شايد هنوز رنگي براي آن انتخاب نکرده‌اند اما خواصش را چرا! فتنه‌اي که براي آن شعاري انتخاب نکرده‌اند اما ايده چرا! فتنه‌اي در آن هنوز بوي خشونت به مشام نمي‌رسد اما ولنگاري داوطلبين انتخاباتي چرا؟ اين فتنه قطعا مي‌تواند بزرگ‌‌تر از فتنه 88 باشد چرا که برگزار کنندگان آن آزمون خطا را  گذرانده و خوب مي‌دانند چه بايد بکنند و صد البته دفع آن نيز راحت‌تر است چرا که مردم خداجويي ايران، تجربه اينگونه فتنه‌انگيزي‌ها را داشته و راه‌هاي مقابله با آن را خوب فرا گرفته اند.

در انتخابات پيش رو بايد مراقب علامه سازي‌ها و خاطرات آيت‌الله ها بود که خواص بيشتر از مردم مراقبت نيازدارند، خواصي که بي پرده از جانشيني رهبري سخن به ميان مي‌آورند! و گاهاً با سخناني عجيب و بي‌پرده شوراي نگهبان را در رسيدگي به صلاحيت داوطلبان دچار انفعال و سردرگمي قرار دهد و به نتيجه دلخواه خود قبل از ادعاي تقلب رسيده و در صورت مخالفت شوراي نگهبان دم از چراي رد صلاحيت عده‌اي معلوم الحال بزنند و براي رسيدن به اين هدف راه تزوير و نفاق را پيش گرفته و نهضت ثبت نام گسترده داوطلبان دو مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري را کليد زده و اميدوارند تا با کسب صندلي‌هاي بهارستان و چمباتمه زندن بر کرسي نمايندگي مجلس خبرگان رهبري به بتوانند به اهداف خصمانه‌شان درباره آرمان‌هاي انقلاب و رهبري برسند.

 در انتخابات پيش رو بايد شعارهاي ذهني برخي را در پس ايده‌هايي که گاهاً بر زبان جاري مي‌کنند يافت و آن زدن ولايت مطلق فقيه است.

در انتخابات پيش رو بايد به چهره‌هاي داوطلب خوب نگريست نکند در پس برخي از چهره‌ها، پرونده زندان سياسي و آشوب طلبي باشد.

در انتخابات پيش رو بايد ديد چه کساني براي اسلام کار مي‌کنند و چه کساني به نام اسلام کار خود را پيش مي‌برند! چه کساني سهم و دين خود را به انقلاب ادا کرده و با انگيزه خدمت وارد مي‌شوند و چه کساني به دنبال سهم‌خواهي از انقلاب هستند.

در انتخابات پيش رو بايد دقيق بود که افرادي با مرام خميني وارد ميدان مي‌شوند و چه کساني به نام خميني به دنبال نان و نامي بيشتر هستند!

در انتخابات پيش رو بايد بيش از پيش بصير بود و از اين بصارت محافظت کرد چرا که تاريخ از صدر اسلام تا انقلاب اسلامي نشان داده است که طلحه و زبير شدن چه آسان، انقلابي ماندن چه سخت است.

و همه اتفاقات به پشت کردن و ناديده انگاشتن صحيفه نور، امام خميني(ره) بيناين گذار جمهوري اسلامي صورت مي‌گيرد آنجا که امام در خصوص آمريکا مي‌فرمايند:

  1. ملت ما بلکه ملت‌هاي اسلامي و مستضعفان جهان مفتخرند به اينکه دشمنان آنان که دشمنان خداي بزرگ و قرآن کريم و اسلام عزيزند، درندگاني هستند که از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتکارانه خود دست نمي‌کشند و براي رسيدن به‌ رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمي‌شناسند. و در رأس آنان امريکا اين تروريست بالذات دولتي است که سرتاسر جهان را به آتش کشيده و هم پيمان او صهيونيست جهاني است که براي رسيدن به مطامع خود جناياتي مرتکب مي‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند؛ و خيال ابلهانه «اسرائيل بزرگ»! آنان را به هر جنايتي مي‌کشاند .
     
  2. من كرارا گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمريكا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است. صحيفه نور، جلد: 12، ص : 40،

     
  3. با آمريكا و روابط ما با نمي دانم شوروي و روابط ما با اينها يك چيزي است كه براي ما يك صلاحي دارد اين مثل رابطه بره با گرگ است رابطه بره با گرگ ، رابطه صلاحمندي براي بره نيست اينها مي خواهند از ما بدوشند. صحيفه نور، جلد: 10، ص : 58 و 57،

دباره ولايت فقيه مطلقه مي فرمايند:

  1. چشم هايتان را باز کنيد! اهل خبره چشمشان را باز کنند. کساني که با ولايت فقيه مخالفت مي کنند بر خلاف اين چيزي که ملت آنها را تعيين کرده است عمل مي کنند، وکالت ندارند در اين امر.....( صحيفه امام، ج 10، ص: 222)

     
  2. من به همه ملت، به همه قواي انتظامي، اطمينان مي دهم که امر دولت اسلامي، اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد، آسيبي بر اين مملکت نخواهد وارد شد. گويندگان و نويسندگان نترسند از حکومت اسلامي، و نترسند از ولايت فقيه. ولايت فقيه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسي صدمه وارد نمي کند؛ ديکتاتوري به وجود نمي آورد، کاري که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمي دهد، کارهايي که بخواهد دولت يا رئيس جمهور يا کس ديگري بر خلاف مسير ملت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد، فقيه کنترل مي کند، جلوگيري مي کند. (صحيفه امام، ج 10، ص: 58)

     
  3. نگوييد ما ولايت فقيه را قبول داريم، لکن با ولايت فقيه اسلام تباه مي شود! اين معنايش تکذيب ائمه است؛ تکذيب اسلام است و شما مْن حَيثُ لَا يشْعُر [از آن جهت که نمي دانيد و نمي فهميد] اين حرف را مي زنيد. بياييد دنبال ملت که همه با هم به جمهوري اسلامي رأي داده اند و در مقابل آنها يک عده، يک عده بسيار معدود، يک از صد، يک و نيم از صد، با اينکه همه قواي خودشان را جمع کردند رأي خلاف دادند. شما تبعيت بکنيد از اکثريت قريب به اتفاق ملت، تبعيت بکنيد از اسلام، تبعيت بکنيد از قرآن کريم، تبعيت بکنيد از پيغمبر اسلام، مخالفت نکنيد اين قدر.( صحيفه امام ج 10 ص : 59)

انتهاي پيام/ غ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *