فوتبال ایران ساده ترین راه را انتخاب نکند

این کنار کشیدن ها شکست است نه دست آورد

فوتبال نبردی دارد بسیار سخت تر از نبرد داخل زمین و آن رقابت بیرون از زمین چمن فوتبال است که پشت میزها و روی اسناد و کاغذها رقم می خورد، جایی که به جای بازیکنان با شورت ورزشی، مردان شیک پوش کت و شلواری باید با کلام و قلم راه حفاظت از تیم های خود و البته باز کردن دروازه رقیبان را بلد باشند.

چه بسا اگر بیرون از زمین بازنده باشید، شما هرچقدر هم در داخل زمین قدرت داشته باشید و بازیکن درجه یک در ترکیب خود قرار دهید، بازهم محکوم به شکست هستید...

فوتبال ملی ما که سال هاست در آسیا درجا زده است دقیقا از همین جا شکست می خورد... جایی که سال هاست رقابت های بیرون از زمین خود را بلد نیست به درستی بازی کند و با نابلدی مدیرانش، این رقابت های پشت میز را واگذار می کند تا خیلی راحت شکست ها به داخل زمین هم راه پیدا کند.

در همه سال های گذشته دیپلماسی و مدیریت فوتبال ایران در مواجه با رقیبان خارجی اش، شکست را نتیجه آشکار فعالیت خود کرده است و این شکست ها آنقدر ادامه دار بود که حالا به بزرگترین باخت ممکن رسیده است و آن اتفاقی است که برای چهار نماینده ایران در جام باشگاه های آسیا رخ داده است...

در اینکه ظالمانه ترین و غیرمنطقی ترین تصمیم ممکن از سوی ای اف سی برای باشگاه های ایرانی اخذ شده است و گرفتن حق میزبانی از تیم های ایرانی به هیچ وجه با غرور ملی ایرانیان سازگاری ندارد جای هیچ ابهامی نیست، اما از این سو باید دید تا چه اندازه دستگاه مدیریتی فوتبال ما به خصوص در بعد بین الملل ضعف داشته است که به این راحتی مغلوب تصمیم رقیبانش می شود.

همینکه دستگاه مدیریتی فوتبال ایران بعد از این تصمیم، ساده ترین راه ممکن را در پیش می گیرد و با موج سواری برروی احساسات ملی و غرور میهن پرستانه ایرانیان و هواداران تیم ها، برروی عدم شرکت در مسابقات تاکید می کند و درصدد می شود که آن را با یک تولید مصرف داخلی حتی دست آوردی بزرگ برای خود قلمداد کند، نشان می دهد که این تیم مدیریتی فوتبال ایران تا چه اندازه منفعل، شکست پذیر است که به راحتی با یک تصمیم احساسی و تاکید بر آن، در زمین رقیبانش بازی می کند.

مسلما زمانی که ای اف سی با فشار فدراسیون های فوتبال رقیب ایران، چنین تصمیمی را اتخاذ می کند، ساده ترین واکنش فدراسیون فوتبال ایران را مورد ارزیابی قرار می دهد که همان کنار کشیدن از مسابقات و به تبع آن محرومیت های شدید بعد از آن است تا با شکست مدیریت بیرون از زمین فوتبال ایران، عملا رقیبی هم در داخل زمین برای آن ها از سمت ایران باقی نماند.

نکته نگران کننده تر اینکه هر زمان مقامات مدیریتی ایران تاکید داشتند که با اخذ فلان تصمیم، ضمن حفظ غرور ملی، محرومیتی نیز برای این کشور پیامد نخواهد داشت، دقیقا بدترین و شدیدترین تصمیمات بین المللی علیه ایران اخذ شده است و حالا هم که مقامات فوتبال ایران تاکید دارند در صورت کناره گیری تیم های باشگاهی ایران اتفاق خاصی به غیر از جریمه نقدی رخ نخواهد داد، به شدت چهار ستون تن تمام ایرانیان فوتبال دوست از تبعات این تصمیم به لرزه افتاده است!

دستگاه دیپلماسی و مدیریت فوتبال ایران که آنقدر ضعیف و فاقد نفوذ در نهادهای بین المللی است که به راحتی اجازه اخذ چنین تصمیماتی برای خود به دیگران می دهد، در برابر این تصمیمات نیز هیچ استراتژی محکمی برای وتو و یا لغو آن ها ندارد تا جدا از همه ضعف های مدیریتی فوتبال در داخل کشور، مشخص شود که در خارج از کشور هم هیچ شاخه قابل اتکایی نداریم.

برای اینکه متوجه شویم چرا در آسیا تا این حد زبون و ضعیف شده ایم فقط کافی است سال های میانی دهه هشتاد را به یاد بیاوریم که دستگاه مدیریتی محمد علی آبادی در سازمان تربیت بدنی ایران، فقط به دلیل ملاحظات سیاسی و حزبی خود، چگونه مهره های قدرتمند ایران در ای اف سی را که با رایزنی های صفایی فراهانی، کرسی های محکم در این نهاد داشتند، از آن ها گرفت تا نیروهای خودی را به این سازمان بفرستد اما در انتخابات ها، این افراد کرسی را به نماینده نپال و مالدیو باختند تا امروز حاصل حضور ما در نهادهای بین المللی تنها خنده های یادگاری آقای تاج در کنار اینفانتینو و شیخ سلمان باشد!!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *