فقط خودت باش این بهترین چیزیه که میتونی باشی ….



زندگی واقعا مثل یه فیلمه داشتم میومدم انگار هر ادمی یه بازیگره همه چیز نستالژیک و زیبا انگار دارم از صد سال اینده به فیلم نوستالژیک، اروم و زیبا نگاه میکنم .همه چیز اروم مردم در حال رفت و امد . خیلی زیبا بود

دلم :حقیقت زندگی اینه همه چیز ارومه مردم دارن زندگی میکنن در جریان رود زندگی. زندگی مثل یه رود جاریه

من:به کجا میره؟ وظیفه ماچیه ؟

دلم:ما وظیفه ای ندارم هر چیزی که هستیم بهترین چیزیه که میتونیم باشیم چون چیز خوب بدی وجود نداره همه چیز یه چیزه اگر اون خوبه پس ما هم به عنوان بخشی از اوم خوبیم، اگر بده ما هم به عنوان بخشی از اون بدیم .

فقط کافیه خودمون باشیم و مطمعن باشیم این خود بودن بهترین چیزیه که میتونیم باشیم .حتی اگر میترسی که نکنه خوب نباشیم یا اون چیزی باشم که نباید باشم. حتی خود این ترس بخشی از خود توعه پس خوبه. ازش نترس خودت باش خودت

من:خودم چی هستم؟

دلم:نیاز نسیت فکر کنی یا بفهمی کی هستی. چه لازمه؟ تو که میدونی خودتی و میدونی خودت بودن بهترین چیزه پس تو بهترینی .بهترین چیزی هستی که میتونی باشی.

من:اصلا من نیستم هرچه هست اونه.چه خوب چه بد هرچی بخواد من اونم اگر بدم به (ضم خودم) اگر دیوانم هر چی که هستم از اون هستم. اگر یه تیکه اشغالم، جاری در رود زندگی ام. دارم نقش زیبای اشغال بودنم رو به زیبایی بازی میکنم. میخوام بگم که نترس تو خوبی به خودم میگم این ترس رو جلوش نگیر این هم جزئی از زندگیه جزیی از جریان بزرگه .

من: چرا حالا جزئی از جریان بودن مهمه؟

دلم:اصلا مهم نیست چون هست هر چی هست همونه مهم نبودنش مهمه مهم بودنش مهم نیست هر چی هست همینه که هست .اره بذار غوطه ور بشی در زندگی.

دلم:مشکلت اینه نمتونی قبول کنی که نیستی فکر میکنی تو بر جریان غالبی در صورتی که جریان بر تو غالبه اشکالی هم نداره تو فکر کن جریان به تو غالبه چون همین فکر کردنهای تو و امثال تو جریان رو ساخته تو هر چیزی که دوس داری باش

من:یه جورایی به تخمیم نمیدونم به تخم کی ولی بد جور به تخمیم. بهتر بذار بچریم تو زندگی. نذارمم درسته بذارمم درسته.

من:درست بودنم درسته نادرست بودنم درسته دونستم درسته ندونستنم درسته ترسیدنم درسته نترسیدنمم درسته هر چی که هست همینه که هست. بذار بمیرن بذار بکشن بذار بکنن بذار نذارن نذار بذارن هر چی که هست هر چی که هستی و هر چی که هستن بهترین چیزین که میتونن باشن.

من:من الان دوس دارم یه زن رو بگیرم بکنم خب اگه هر چی باشم باشم پس برم بکنم بعدش اعدام میشم خب بشم جزئی از جریانم دیگه

دلم:چرا نمیری ؟

من:چون دوس ندارم اعدام بشم یا از یه چیزی میترسم مثل ابرو ،مرگ، اذیت شدن خانواده و ...

دلم:خب این ترست بخشی از کله .

من:چرا هشت ساعت کار نمیکنم ؟

دلم:چون خسته میشی پس طبیعیه هر چی هستی طبیعیه حتی اگه جامعه بگه بده حتی این بد گفتنشون هم طبیعیه

من:یعنی میخوای بگی ما اختیاری نداریم؟

دلم:اگه داریم داریم اگرم نداریم نداریم. اگر میدونم که میدونم که نداریم میدونیم.اگر نمیدونیمم خب نمیدونیم. مهم نیست مهم بودنش مهمه مهم نبودنش هم مهمه .

دلم:نمیدونم چی میخوام بگم هر چی بگم گفتم هرچی نگم گفتم. میخوام بگم ولش کن ولی ولش نکردن هم بخشی از کله و کل خوب بد نداره عجب چیز جالبیه .

هر چی هست همینه ضرری نیست

دلم:کار کنی طبیعیه کارم نکنی طبیعیه طبیعی باشه طبیعیه طبیعی هم نباشه طبیعی پس به تخمت باشه و نگران به تخمت بودن نباش چون طبیعیه البته اگر نگرانم باشی طبیعه پس هر چی دوس داری باش چون طبیعیه البته اگر چیزی باشی که دوس نداری هم طبیعیه

من:پس من چیکار کنم؟

دلم:نمیدونم اگه هر چی بگم درست گفتم حتی اگر درستم نگفته باشم طبیعیه.


هر بار این متن رو میخوم خنده ام میگیره

نظر شما چیه ؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *