عزت در سایه قوت

قوت به معناي توان است؛ يعني ظرفيت و استعدادي که موجب مي شود تا انسان قادر به انجام کاري يا ترک آن شود. انسان تا قوت نداشته باشد، قدرت نخواهد داشت؛ زيرا با قوت و توان است که قادر به انجام کاري و حتي ترک کاري مي شود؛ اگر کسي توان و قوت نداشته باشد، ممکن است بخواهد کاري را انجام ندهد، ولي اجبار و اکراه ديگري موجب شود که آن را انجام دهد. پس اين گونه نيست که تنها قدرت بر انجام کاري نيازمند قوت باشد، بلکه ترک کاري نيز نيازمند قوت و توان ايستادگي در برابر کسي يا چيزي است که داراي قوت و قدرت است.

يکي از اهداف هر انسان و نظام سياسي دست يابي به عزت است؛ يعني به معنايي نفوذناپذيري است؛ در عربي به زمين سخت و محکم که نتوان آن را شکافت زمين عزيز و الارض العزاز مي گويند. همين طور به زمين که آب بر آن مسلط نشود و در بلندي قرار گيرد زمين عزيز گفته مي شود که در برابر زمين ذليل قرار مي گيرد؛ زيرا قابليت شکافتن و سلطه را دارا است.

از نظر قرآن عزت تنها از آن خداوند تبارک و تعالي است؛ و او خاستگاه هر عزتي است که از نظر قرآن تنها به پيامبر(ص) و مومنان تابع ايشان مي رسد؛ زيرا اينان مظهر عزت الهي هستند.

براي کسب عزت بايد قوي بود و توان و ظرفيت خود را بالا برد. از همين روست که خداوند در آيه 60 سوره انفال فرمان مي دهد تا در حدّ استطاعت براي خود توان و قوت فراهم آوريد تا نه تنها توان کنش و واکنش سريع را داشته باشيد، بلکه از آن توان خود به عنوان ارهاب و ترساندن بهره گيريد و در نقش بازدارنده از هر گونه تجاوز فعلي يا احتمالي دشمن عمل کند.

از آيات قرآني به دست مي آيد که عزت الهي هماره با اموري از جمله قوت همراه است. از اين روست که هماره اسم عزيز با اسم قوي(هود، آيه 66؛ حج، آيات 40 و 74؛ احزاب، آيه 25؛ شوري، آيه 19؛ قمر، آيه 42؛ حديد، آيه 25؛ مجادله، آيه 21؛ حشر، آيه 23) همراه است.

البته به نظر مي رسد دست يابي کامل به اسم عزيز و مظهريت در آن، آخرين مرحله و مرتبه انقطاع انسان به سوي خدا ؛ يعني در مرتبه کمال الانقطاع است؛ زيرا در اين صورت است که انسان به اسم عزيز در ساحت قدس الهي تعلق پيدا کرده و آويزان مي شود: تصير ارواحنا معلّقه بعزّ قدسک.(مناجات شعبانيه)

کسي که اسم عزيز آويزان شود و مظهر آن گردد، به اسماي ديگري دست مي يابد که بازتاب و پيامد آن است؛ از همين رو، پس از اسم عزيز در قرآن ذکر شده است. اين اسماي ديگر عبارتند از: وهاب(ص، آيه 9)، حکيم(بقره، آيه 129)، حميد(بروج ، آيه 8)، رحيم(شعراء، آيه 9)، عليم(انعام، آيه 96)، ذوانتقام(آل عمران، آيه 4)، غفور(فاطر، آيه 28)

پس براي رسيدن به عزت و بهره مندي از ساير صفات الهي و مظهريت در آن ها بايد، قوت يافت و مظهر اسم قوي شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *