شب…

لا لا لا گلم باشی..... هروقت صدای مادری لالایی خواندن مادری به گوشم میرسد . غم عجیبی به دلم مینشیند و بغض در گلویم خانه میکند حتی اگر مانعی نباشد اشک هایم جاری میشود

ذات شب غمگین است این را همه ی ما با نوای غمگین مادر در لالایی ها شبانه حس کرده ایم. شب ها اوج دلتنگی اند.... گاه آنقدر دلتنگ کسی میشوی که نمیدانی کیست.... وقتی خیره به ماه میشوم گویی که او هم با بغض همیشگی سر میکند

شب راز آلود است....انگار راز دختری در تاریکی شب نهفته است یا دخترکی آه کشیده است و اسمان شب را نفرین کرده است شاید هم پسرک عاشقی قلب شکسته اش را پیشکش شب کرده است

حکمت افرینش شب چه بوده است نمیدانم....اما شب برای من ترکیبی از حس ترس دلتنگی،عشق ، درد و رنج است...

شب شما چگونه است؟!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *