شاید این جمعه

خبري تازه و ما را هيجاني ديگر
 شايد اين جمعه و شايد که زماني ديگر

همگي منتظر يوسف زهرا(س) هستيم
در دل ماست ولي وهم و گماني ديگر

بر لب ماست اگر زمزمه ي يا مهدي (عج)
در سر ما هوس سرو چماني ديگر

شمع او سوزد و بخشد به بشر نور ولي
گرد او پر بزند شاپرکاني ديگر

عمر طي گشت و نديديم رخ چون گل او
بس که دل بود پي ماهوشاني ديگر

در دل پير تمناي وصالش کي بود
چه رسد بر دوسه تا تازه جواني ديگر

غافلانيم که دل بسته به غير از اوئيم
سود ناکرده زيان بعد زياني ديگر

گنه از ماست که غافل شده ايم از مهدي(عج)
باغ ما گشته خزان بعد خزاني ديگر  

همچو شعبان رمضان رفت و نيامد مهدي(عج)
وعده ي ديدن او تا رمضاني ديگر

اي خوشا از لب او زمزمه ي يا الله
ذکر الله الصمد بعد اذاني ديگر

يار پيداست ولي ديده ي ما نابيناست
که نداريم از او هيچ نشاني ديگر

بي پناهيم و نداريم جز او ماوايي
نيست ما را به جز او خط اماني ديگر

چه خوشا وعده ي ديدار همين جمعه ي بعد
نه که اين وعده بيافتد به جهاني ديگر

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *