سکوهایی به وسعت تمام جامعه

وقتی تماشاگرنمای درون همه گل می کند

مثل توپی که به عجیبت ترین شکل ممکن از داخل یک استادیوم فوتبال به بیرون شوت شود... هرچند در ابتدا شاید مسخرگی و این همه اشتباه زدن چاره ای جز خنده برای کسی باقی نگذارد اما کم کم همه را از شکستن شیشه خانه های اطراف ورزشگاه نگران می کند... شیشه ای که به همین مسخرگی می تواند شاه رگ همه اهالی ساکن اطراف ورزشگاه را تهدید کند...!!

دیالوگ استادیومی و فضای روی سکوها در همه جای دنیا به عنوان بخش فان و سرگرمی خود هم که شده ذره ای بی ادبی در خود دارد و اصلا خیلی ها در تمام دنیا به ورزشگاه می روند که بخش بی ادبی وجود را را راضی کنند...! اما وقتی فضای تمام ورزشگاه بر مبنای بی ادبی شود و دیگر حاشیه فان و کرکری های مثبت هیجده به اندازه تمام سن و سال افراد حاضر در ورزشگاه شود، آن موقع است که باید نگران شد.

اما نگرانی می تواند از همین فراتر رود... جایی که دیالوگ های استادیومی در خفن ترین ابعاد خود، مثل همان توپ از داخل ورزشگاه به بیرون شوت شود شود و چشم و گوش خود را باز کنی و ببینی این زبان، دیالوگ غالب تمام جامعه در همه بحث های بزرگ و کوچک خود شده است!

اینکه این دیالوگ اول در ورزشگاه های ما بود و بعد به جامعه آمد و یا برعکس، حکایت آفرینش مرغ و تخم مرغ است که در آخرت نتیجه آن روشن می شود اما موضوعی که باید قبل از رسیدن به آخرت روشن شود این است که چرا دیالوگتیک جامعه ما بر سر کوچکترین مباحث اجتماعی و سیاسی تبدیل به بدترین فضاهای ورزشگاه های ما شده است؟!

فرق نمی کند عرصه اقتصاد باشد یا سیاست و یا حتی هنر و فرهنگ، این روزها هر بحثی را که فقط کمی در فضای مجازی و واقعی دنبال کنید، در نهایت به بدترین فحاشی ها می رسید و اگر زره ای فقط ذوق و سلیقه استادیومی قاطی آن شود احتمالا چهارتا شعار با مضموم شیر سماور هم می توانید در این مباحث بسازید و در نهایت بحث را جمع که نه ولی با همه ابعاد وجودی بشر، بیشتر پهن کنید!
زبان جامعه ما دقیقا زبان بدترین فضای استادیومی ما شده است که در همین سال گذشته به تعداد انگشتان چند دست کشته و مجروح داد تا وحشت در کلام و رفتار سکوهای ما به حد اعلای قرمز خود برسد.

وقتی زبان بحث را بلد نیستیم، رفتار دیالوگتیک را به ما آموزش نداده اند باید هم از فرهنگ زنده باد مخالف من فقط چماق و فحش به خوبی رواج داده شود... باید هم بر سر بحث در رابطه با هر موضوعی انتظار قرمزترین فضای ممکن را داشته باشیم... و باید هم در نهایت منتظر یک قهر طولانی در حد آنفالو کردن های مجازی و یا کبودی های زیر گوش و دور چشم باشیم...

یادمان نرود سکوهای ورزشگاه بخشی ملموس از جامعه ماست... همانطور که هوادار در فرهنگ هواداری خود احترام را نیاموخته است، باید هم این فقدان آموختگی فرهنگ مناظره و گفتگو را در تمام جامعه احساس کنیم... دیگر مدرسه و دانشگاه وقت کافی برای فرهنگ آموزی ندارد و در عوض ضد فرهنگ ها در این محیط ها به صورت رایگان و تمام وقت آموزش داده می شود... خانواده ها آنقدر دغدغه نان دارند که کمتر وقت آموزش فرهنگ های مثل این را دارند و اصولا خانواده دغدغه مند نان را چه به این سوسول بازی ها!! فضای مجازی ما که به جای آموزش و تولید محتوا، خودش همان سکوهای جامعه برای ارائه بدترین فضای استادیومی شده است و در این شرایط جامعه ما همان ورزشگاه بزرگی است که رفتن به داخل آن با خودتان است اما زمانی که از آن بیرون می آیید شاید دیگر خود شما نباشید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *