سوگند آخر

سوگند به لعل لبانت در حین ستایش.

سوگند به تمنای چشمانت در اوج نیایش.

و سوگند به گرمای دستانت در قاف نوازش.

دوستت دارم.

دوستت دارم ای زهیر، ای قدیس، ای زادگاه و ای معبود من.

دوستت دارم جای تمام زنانی که دوستشان نداشته ام.

دیگر با چه زبانی بگویم؟

وبر کدام قبله گاه عشق سجده بر اورم؟

وبا کدام حدیث تنهایی دل راز بگویم؟

که تمام وجودم، و وجودیتم تو را فریاد بزنند.

که اشک هایم برای تو سرازیر شوند.

و تمام قلم ها برای پستان های زنانه ات مشق کنند



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *