سرطان طلسم نور است

elia-pellegrini
elia-pellegrini


سرطان طلسم نور است. یعنی گیر افتاده در ماتریکس.

سلول عمل عاشقانه را فراموش کرده و اساس نور مهر است. وقتی نور حبس شود و به غل و زنجیر کشیده شود، یعنی بر اساس ساحت‌های نفس "خشم" و "نفرت" عمل شده است. ذات نور دهش است. در طلسم دریافت می‌کند و منتقل نمی‌کند و زندانی­اش میکند. یعنی تولیدش نمی‌کند بدهد به بغلی، عمل عاشقانه فراموش می‌شود.

درمانش بر اساس لوح دهش است. این دهش با بخشش است. ابتدا خویشتن. بخشش ساحت درونی و بیرونی دارد. این خویشتن می‌تواند منی از سحر باشد که از افق تا افق است و در آن همه هستند. شما وقتی خویشت را می‌بخشی همه را بخشیدی. یکی از موضوعات طلسم نور همین است. این منم و فقط همینم؛ یک زن با مرد و این ویژگی ها. نه شما یک سلولی در هستی. یعنی یک سلولی هم هست در تو در کالبد هستیَت.

اگر تو خودت را بشناسی، در بازه از ابتدای عدم تا انتهای آن حرف می‌زنیم. اگر ما خودمان را بشناسیم همه این بازه تحت تأثیر قرار می‌گیرد. تحت تأثیری که ارتعاش است و تا جایی که هستی هست در حال ارتعاش است. ابتدایش را می‌توانیم بگوییم اینجاست ولی بدون تردید انتهایش را نمی‌توانیم بگوییم کجاست. و اگر سلولی ادراک کنیم، هر کدام از پیکسل‌های ماتریکس که تحت تأثیر ارتعاش تو قرار بگیرد، در هر دوره‌ای از ساختار کارما برای تو اتفاق می‌افتد.

از منظر عشق همه پیکسل‌ها را رها کن و فقط خودت. وقتی تو خودت را می‌شناسی اتفاقی را رقم می‌زنی در جریان هستی و قطع به یقین باید مافوق صوت باشی که بدانی چه اتفاقی می‌افتد. فقط شناخت خودت بر پایه مهر.

چقدر خودت را میشناسی؟

بخشی از کتاب شور عشق

نوشته بهروز عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *