سخنان نقویان درخصوص بیت رهبری


n00128116-bاخيراً يک فايل صوتي از جناب نقويان منتشر گرديده است که در آن تلاش مي کند مقام خود را بالاتر از آن بداند که حتي در خصوص رهبري و بيت ايشان فريب بخورد و يا مي گويد که اين که مردم با شوق و ذوق به ايشان عرض ارادت مي کنند ناشي از حب دنيا و حب مقام و فريبکاري است و مي گويند که جز 14 معصوم که عصمت دارند، ديگر حرف هيچ کسي را بدون اين که قانع شود نمي پذيرد، که با اين مطلب کوتاه به آنها پاسخ داده مي شود:

البته مواضع ايشون در خصوص فتنه و حمايت از سران فتنه و مواضع مذبذبانه ايشان مسبوق به سابقه هست ولي اين که يک فايل صوتي را معيار و مستند فرض کنيم نيز صحيح نيست چرا که امکان تقطيع در خصوص بسياري از جملات آن وجود دارد و چه بسا جمله اي در مورد رهبري به جمله اي در مورد فلان آيت الله چسبانده شده باشد بدون اين که شما متوجه شويد. شايد در فيلم بتوان قيچي خوردن را راحت متوجه شد ولي در فايلهاي صوتي اين مسئله به راحتي ميسر نمي شود ولي با اين وجود برخي از اظهارات ايشان غيرقابل انکار بوده و مکرر بيان شده اندکه در اين خصوص در چند بندبه مطالبشان پاسخ مي دهم:

اولا که ايشان تبعيت و پذيرفتن را يکي فرض کرده است، چه بسا شما حتي ممکن است نظر امام معصوم هم برايتان کمي عجيب باشد ولي ولايت اقتضا مي کند که تبعيت گردد.

بحث ديگر هم موضوع عصر غيبت و بحث ولايت فقيه است. کسي که ادعا ميکند تابع معصومين عليهم السلام است نمي تواند بحث ولايت فقيه را نپذيرد، کسي خود را تابع معصومين مي داند، نمي تواند در مورد بحث ولايت فقيه طوري صحبت کند که اين ولايت در حد يک توصيه و حتي کمتر از آن تلقي گردد.

ايراد سومي که در سخنان ايشان وجود دارد تلاش براي نيت خواني و اتهام براساس ذهن خواني است. اين که به يک نفر عرض ارادت شود يا دست عالمي يا رداي عالمي بوسيده شود را با چه حجت شرعي مبني بر دنيا دوستي و مقام دوستي مي توان تلقي کرد و تهمت زد؟! آيا هر عالمي که دستش بوسيده مي شود يا هر کسي که از او تبعيت مي شود يا هرکسي که از او استقبال مي شود براي حب قدرت و دنياست؟! اگر اينطور باشد که ائمه معصومين و بسياري از علماي صاحب کرامت شيعه اينچنين مورد ارادت و محبت قرار داشتند و کسي که اينچنين مدعي تبعيت از ائمه معصومين است حداقل به حرمت ايشان نبايد عملي که توسط ايشان نيز صورت مي گرفته را اينچنين متهم به حب دنيا و مقام نمايد.

در کنار مطالب فوق وقتي مي بينيم در جايي که به فتنه گران مي رسد حمايت بي دريغ خود را مشمول حال ايشان مي کند و حتي برمبناي احتمال و بدون هيچ حجتي، حدس خود را مبني بر اين که حداقل امام حسين در 3 بار ملاقاتش با عمرسعد يکبار با او دست داده است را براي توجيه و تطهير دست دادن ظريف با کري مورد استناد قرار مي دهد که اين رفتار با ادعاهاي حق گرايانه و دقت نظرشان در پذيرفتن هر سخني، در تناقض آشکار قرار دارد.

نتيجه اين که اين ايرادات اينقدر پيچيده نيستند که از فردي مثل جناب نقويان که سالهاست منبري و اهل مطالعه است پذيرفتني باشد و در بهترين شرايط و براي اين که اين رفتارها و گفتارهاي ايشان را ناشي از نفاقشان ندانيم ناچاريم آنها را ناشي از بي سوادي ايشان تعبير نماييم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *