زن ها فرشته اند

از قرن هجدهم به بعد که در اروپا موج اول فمنیسم آغاز شد به مرور اتفاق عجیبی را رقم زد که شاید ریشه آن خیلی قبل تر در ذهن ما زنان دوانده شده بود ;برابری جنسیتی; در ابتدا هم اهداف خوبی را دنبال می کرد ولی به آنجا رسید که سرانجامش این شد زنها از زن بودن خود واهمه دارند و در رسیدن به برابری های جنسی مطالباتی دارند و بر اهدافی پافشاری می کنند که با فلسفه وجودی شان منافات دارد و گاهی به ضرر ایشان هم هست. بگذاریم اول از همه تکلیف حرفم را مشخص کنم. منظورم از زن نبودن این نیست که کارهای به اصطلاح مردانه انجام می دهند. کار که مرد و زن ندارد اینکه یک خانم بتواند از عهده نیازهای خود و خانه اش بدون حضور یک مرد بر بیاید خیلی هم قابل ستایش است. اینکه بعضی ها مدعی اند که خانمها نمی توانند به عنوان مثال ورزش را به صورت حرفه ای دنبال کنند و یا کارهایی از قبیل بنایی را مردانه می دانند، کاملا در اشتباه هستند. اجداد ما وقتی مهاجرت می کردند زنها و مردها همه مجبور بودند از کوه ها و صخره ها بگذرند، از رودخانه ها عبور کنند و در ساختن سرپناه مشارکت کنند. همین الآن خیلی از زنها هستند که هنوز هم از این کارها انجام می دهند. و اینکه وقتی حدیث از پیامبر ص داریم که به کودکان خود شنا و سوارکاری بیاموزید; تفاوتی بین فرزند دختر و پسر آورده نشده است. پس انجام بعضی کارهای سنگین دلیل این نیست که زنها به سمت مرد شدن رو آورده اند منظور کارهایی است که با جسم و روح یک زن سازگار نیست. می خواهیم بدانیم ایراد کار کجاست و چرا زنها گاهی به سمت رفتارهای مردانه تمایل پیدا می کنند؟

  • یک علتش می تواند ناآگاهی و عدم شناخت یک زن از خلقت وجودی خودش باشد. یادگیری این شناخت و مهارتهای زنانه باید از کودکی و خانواده شروع شود و وقتی یک دختر به خود پنداری درستی دست پیدا نکند برای رسیدن و فرو نشاندن نیازش به رفتارهای جنس مخالف رو می آورد. فرض کنید در خانواده ای که توجه زیادی به جنس پسر می شود و معمولا آوردن نوزاد پسر برای یک زن افتخار محسوب می شود خب نباید توقع داشت که مادر آن خانواده اعتماد به نفس لازم را برای تربیت فرزند دخترش داشته باشد در نتیجه آن دختر هم برای جلب توجه و محبت به اندازه برادرش، سعی می کند مثل او یک مرد باشد.


  • گیر افتادن در دام سنت و عدم هماهنگی با تغییرات جامعه می تواند دلیل دیگری بر این گونه رفتارها باشد. دقت داشته باشید سنت نه دین. دین اسلام همواره در این خصوص تساوی بین زن و مرد قائل شده چنانکه در قرآن کریم می فرماید: برای مردان از آنچه به اختیار کسب کرده اند بهره ای است، و برای زنان نیز از آنچه به اختیار کسب کرده اند بهره ای است. "نساء 32" یعنی زن می تواند فعالیت اقتصادی کند و این فعالیت اقتصادی لازمه اش تعامل و رابطه با جنس مخالف و حضور موثر در اجتماع می باشد. سنت اندرونی و آفتاب و مهتاب ندیدن زنان تاریخ مصرفش گذشته ولی با وجود این حتی در بعضی خانواده های به ظاهر تحصیلکرده و فرهنگی هم می توان موانعی را به صورت کاملا مدرن شده زیر پوشش غیرت و امنیت برای حضور زنان در جامعه پیدا کرد. به فرمایش امیر المومنین علی ع در نامه 31 نهج البلاغه که پس از بیان برخی از خصوصیات روحی و جسمی زنان اشاره می کنند: بپرهیز از غیرت نشان دادن بی جا که درستکار را به بیمار دلی و پاکدامن را به بدگمانی می رساند.


  • جامعه هم در ساختن اینگونه رفتارها بی تأثیر نیست. جوامع به گونه ای پیش رفته اند که تفاوتهای بین زنها و مردها در انجام وظائف مربوط به خانه و بیرون از آن و حتی در احکام شرعی تبعیض آمیز به نظر بیاید و یا نابرابری هایی که در طول تاریخ نسبت به جنس زن روا داشته اند باعث این حس شده است که شاید مرد بودن امتیازاتی دارد که زنها از آن محرومند.


  • و اما گاهی فعالیتهایی که زنان و مردان به صورت مشترک در آن حضور دارند، ناخواسته باعث می شود رفتار و حتی نوع حرف زدن یک زن شبیه مردان شود و این کار با توان جسمی و روحی او نامتناسب است و در دراز مدت اثرات نامطلوب خود را مخصوصا بر روانش خواهد گذاشت. به تعبیر خانم تونی گرنت: زن امروزی مردی بدلی است با مردان حقیقی در جنگ است و به همین علت آشفته و ناآرام است.

قبول کنیم مردها و زنها رفتارهای متفاوتی دارند و متفاوت اندیشه می کنند. این به سبب فیزیولژی بدن آنهاست که از ابتدای آفرینش توسط خالق یکتا برنامه ریزی شده و به هیچ عنوان قابل تغییر نیست. این تفاوت وظائف متفاوت به دنبال دارد که مقتضیات زندگی و شرائط موجود آن را تعیین می کند و لازمه ی برقراری نظم و حیات در این دنیاست. تداخل در وظائف گاهی باعث می شود که هر فرد نقش خود را فراموش کند و کارهایی انجام دهد که با جسم و روحیاتش منافات دارد. مردانه زیستن نتیجه ای جز استثمار و نابودی زن ندارد او را سرگردان و بی هویت می سازد و نقش گمشده ای را برای او همیشه به همراه خواهد داشت که منجر به اضطراب او خواهد شد. این تفاوتها تحقیر، توهین، تهدید و ظلم علیه زنان نیست. زن و مرد و خصوصیات متفاوت شان برای برقراری حیات و بقای هستی لازم و ضروری می باشند. این تمایزات زائیده قوانین و جبر اجتماعی نیست تا با آن مبارزه شود بلکه از خلقت انسان منشأ گرفته و عوض کردنی نیست. هر کدام از آنها برای هدف و فعالیت ویژه ای آفریده شدند و اگر تفاوتی در کار نبود نظام طبیعت از هم گسیخته می شد.

به خود افتخار کنیم که ما نیز همانند آدم ابوالبشر ع مستقل، بدیع و نوظهور بوده ایم پس با مردان فرق داریم آفرینش دیگری هستیم با خصوصیات مختص خودمان. بدانیم که انجام رفتارهای مردانه برای زنان دستاوردی جز جلفی و سبکی و در دسترس بودن ندارد. پس نقشی را بازی نکنید که دقیقا آن را نشناخته اید. مرد بودن واقعا خسته کننده و ملالت آور است. مرد بودن چیز فوق العاده ای نیست که خیلی از زنها به دنبال آن هستند این مرد بودن گاهی آنقدر زمخت و سخت می شود که خود آنها هم از آن خسته می شوند ولی در این دور و زمانه زنها از زن بودن شان می ترسند. مگر زن بودن چه اشکالی دارد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *