زبان اهل بهشت و اهل جهنم

 

 

به نام خدا

زبان اهل بهشت و اهل جهنم 

 

قرآن کريم ، اهم مسائلي را که براي چگونه زيستن انسان در اين دنيا لازم است، بيان فرموده است.

آنچه را به آنها اشاره نکرده است، براي داشتن يک زندگي نجات بخش ضرورت و اهميت نداشته است.

لذا اگر مبلغين دين به تبليغ مسائلي خارج از آيات قرآن کريم بپردازند که نقشي در بهبود زندگي مسلمانان نداشته باشند، گفتن آنها کار ناصواب و اتلاف وقت ديگران است. مانند داستان اصحاب کهف که برخي به جاي توجه به هدف داستان بر سر تعداد افراد آن مجادله مي کردند. هدف قرآن کريم داستان سرايي نبوده و بصورت گذرا به اهم وقايع تاريخي اشاراتي فرموده است. در حاليکه برخي سطحي نگران تصور کرده اند داستان هاي قرآن ناتمام است و با تمسک به اسرائيليات به زعم خود آنها را کامل کرده اند. اي کاش به جاي اين کار، به درس ها و پندهاي آنها مي پرداختند.   


اصولا زبان، وسيله انتقال مفاهيم است، چنانچه کر و لال ها بدون ايجاد صوت، از هر کشوري که باشند گاهي سريعتر از زبان شناسان، مفاهيم را به همديگر منتقل مي کنند. لذا بعيد نيست، انتقال مفاهيم در جهان پس از مرگ فقط با يک اراده صورت بگيرد بدون اينکه کلامي با استفاده از حروف و اصوات، توليد و يا شنيده شود.

 

از طرفي هر زباني اعم از ترکي يا عربي که برخي مبلغين ديني اين دو را به عنوان زبان هاي اهل جهنم و بهشت معرفي کرده اند براي يک ترکزبان يا عربزبان شيرين و دلچسب است. قرآن کريم، تفاوت در شکل گيري قبائل با ويژگي هاي فرهنگي متفاوت را جزو محاسن حيات بشر مي داند لذا کسي حق ندارد هيچ نعمتي را در برابر نعمتي ديگر تحقير کند.

در اين جهان هيچگونه برتري بين اقوام و قبائل با هر زباني که باشند وجود ندارد.

 

يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى? وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ 

اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم، و شما را ملّت ملّت و قبيله قبيله گردانيديم تا با يكديگر شناسايى متقابل حاصل كنيد. در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. بى ترديد، خداوند داناى آگاه است.(حجرات13).

 

اگر خداوند متعال خاتم الانبياء را از شيراز يا تبريز انتخاب مي کرد، قطعاً زيباتر، فصيح تر و بليغ تر از سعدي، حافظ، شهريار و ... کلام الله مجيد را نازل مي کرد. بيان اين تيپ سخنان، نشانه فهم نادرست از اسلام و قرآن کريم است گرچه فرد گوينده فقيه يا عالم اسلامي باشد. اگر ضرورت داشت، قرآن کريم، کوچکترين اشاره اي به زبان اهل بهشت يا جهنم مي کرد.

 

به نظر مي رسد ريشه تاريخي اين مطلب که زبان جهنمي ها ترکي است و بهشتي ها عربي، که آنرا به دروغ جزو احاديث معصومين قرار داده اند بر مي گردد به شکست بزرگترين حکومت 508 ساله عرب زبان عباسيان در سال 1258 ميلادي از مغول ها که زبانشان ريشه ترکي داشته. بعدها صفويان حکومت را بدست گرفتند که آنها نيز ترک زبان بودند به ويژه که مذهب رسمي ايران را شيعه اعلام کردند. مدتي بعد در سال 1299 عثماني ها که از سلاجقه و ترکزبان بودند در ترکيه فعلي به حکومت رسيدند سپس مناطق وسيعي از ممالک اسلامي به ويژه عرب نشين، بجز محدوده ايران آنزمان که تحت حاکميت صفوي بود را به دست گرفتند. در زمان عباسيان، اعراب به بخش وسيعي از ممالک اسلامي به ويژه ايران حکومت مي کردند که پس از فروپاشي آنها، حاکميت از دست اعراب خارج شد و تا فروپاشي حکومت عثماني در جنگ اول جهاني  و پاره پاره کردن مناطق عرب نشين به کشورهاي فعلي، عرب ها عمدتاً بر خودشان حاکم نبودند. پس از فروپاشي حکومت عثماني بود که کشورهاي استعمارگر به ويژه انگليس، يهودي ها را از مناطق مختلف به منطقه فعلي که بعدها اسرائيل نام گرفت کوچ دادند.

 

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ... (آل عمران 103)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *