دیوث یادیوس


عراب ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﻮﺙ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ “ﻣﺮﺩ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺕ ” ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻭاﻗﻌا ﺩﯾﻮﺙ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺕ؟؟؟
ﺍﺻﻶ‌ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﺩﯾﻮﺙ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺷﺪﻩ؟؟؟
ﺍﺻﻶ‌ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ ﺩﯾﻮﺙ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻩ؟؟؟
دیوث ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻋﺮﺏ ﻫﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻭﺍﮊﮔﺎﻥ ﻟﻐﺖ ﭘﺎﺭﺳﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ آﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺤﺸﯽ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﯽ “ﻣﺮﺩ ﺑﯽ ﻏﯿﺮﺕ ” است، ﯾﺎﺩ ﮐﻨﯿﻢ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺩیوث ﻧﺎﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﺎﻥ ﺑﺎ ﻏﯿﺮﺕ ﺑﺰﺭﮒ ﺳﺎﺳﺎﻧﯽ بوﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ جنگ هاﯼ ﭘﯿﺎﭘﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﮔﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭ ﻫﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩ.

“پومپه دیوس” از سرکردگان پارتی در زمان ارد اول پادشاه اشکانی (و نه ساسانی) بوده است که اصلا عمرش کفاف شرکت در جنگ با اعراب را نمی داده است و به احتمال زیاد حتی روح اعرابی که در آن زمان به ایران حمله کردند از وجود او بی خبر بوده است! چه برسد به اینکه چنین انتقامی بخواهند بگیرند.

دیوث در لغت نامه دهخدا

دیوث. [ دَی ْ یو ] (ع ص ) قواد. دیبوب . آنکه مردان را بر زن خود وارد کند. آنکه درباره ٔ زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. این واژه از زبان سریانی است و معرب شده است . (از تاج العروس ). کسی که درباره ٔ زن خود غیرت نداشته باشد. پزوند.دراره و دنگل . (ناظم الاطباء). قرطبان . کلتبان . قندع . (منتهی الارب ). مرد بی غیرت . (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی ). قواد. (قاموس فیروزآبادی ). بی غیرت و بی حمیت و در رساله ٔ معربات نوشته که این معرب است در اصل دیوث بتخفیف تحتانی و تاء فوقانی بود و بعضی نوشته اند که دیوث بمعنی کسی که زن خود را بدیگران دهد. (غیاث ) (آنندراج ). بی رشک . (تفلیسی ) (مهذب الاسماء) (زمخشری ) (دهار). بی ننگ . (دهار). بنابگفته ٔ جوالیقی این کلمه عبری و یا سریانی است . (المعرب جوالیقی ص ۱۵۵). زن جلب. قرمساق. جاکش. زن بمزد. قرنان . ممانی . کشخان . معرس . قواد بر عیال خود و بر اهل خود. بی رشک . بچشم خودبین . شاخدار. بی عار. (یادداشت مؤلف ) :
چون سبب کردی کشیدی سوی خویش
مثل آن را پس تو دیوثی ز پیش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *