درد فراق

دوربين ها وصفحه هالحظه به لحظه سيماي همه را از خوب وبد از دور ونزديک از زشت وزيبا والبته بيشتر وبيشتر زشت ها وزبون ها را در جاي جاي عالم مصور ومنتشر مي کنند 

ديگر چشمهانيز از ديدن اين همه چهره که بيشتر وبيشتر بر خلاف ظاهر شيک وشيکل  آلوده جان وسياه دل هستند خسته وخمود گشته است

اسباب ووسايل عصر اتم وفضا از همه کس وهمه جا والبته بيشتر وبيشر از غريبه ها و غرور پيشه ها وقلب برگشته ها خبر وعکس وتصوير در همه جا منتشر مي کنند وجشمهاودل ها از ديدن مکرر اين دجاله ها ورجاله ها جلايش را از کف داده وبه ستوه آمده است

سينه ها از تنفس در اين فضاي فانتزي وفراموشي خود وخريد مدام فخر فروشي فرعون صفتان عالم به تنگ آمده است

وحس تلخ غربت وبي کسي واسارت در فضاي بي معنايي وبي هويتي در اين عصر عصيان ودرميان شبه آدم هاي پرمدعا بر دل هاي اهل درد سنگيني مي کند انتظار طولاني وطولاني گشته

وهنوز از ساکن خيمه خدادرزمين از عصاره خوبي واز حقيقت انسان خبري نيست !خدايا کي پرده از سيماي دلرباي دردانه دوران برمي داري ؟نفس ها گرفت قلب ها پوسيد ودلها در اضطراب والتهاب ودرد افسرد

خدايا جان ها در غيبت جان جهان بي رمق شد پس کي مي رسد آن وعده وصال ؟جهان انباشته جنون وجهالت وظلم وظلمت است کي چشمان زمين وزمان به آفتاب جمال بي مثال جوان آل محمد(ص) روشن ودلها به باران کلام وحضور مهدي زنده مي گردد

خدايا کي اين زمستان  ذلت وزبوني پايان مي گيرد ؟ انسان دور افتاده از اصل خود به او ج بدمستي  وبدبختي رسيده است بخت روزگار تاکي بسته مي ماند ؟

تاکي بايد خدعه ها وخيره سري هاي انسان منکوس ومعکوس ومسخ شده را بايد ببينيم وتحمل کنيم ؟

خدايا رحمي بر دلهاي آسيمه وخسته کن خدايا ظهور مهدي امت را برسان که عسرت ومحنت به نهايت رسيده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *