خدا کَشتی آنجا که خواهد، بَرَد

سلام.من امروز قرار بود راجع به یه موضوع دیگه بنویسم..

ولی یه تماس تلفنی باعث شد، یه مـوضـوع دومی شکل بگیره،که اول بنویسمش.

روز شنبه ۲۶ بهمن، من مجری یه برنامه بودم:

جشن ولادت حضرت فاطمه(س) روز زن و روز مادر

...........

یکی از برگزارکنندگان،که دیگه توی این چندسال،باهم خیلی صمیمی شدیم، خانم مـوسوی هستش..

بانویی فعال و علاقه مند به کارش..

......

همین چنددقیقه پیش زنگ زده بود که بگه؛ فاکتور حق الزحمه رو ظرف یکی دو روز آینده نقد می کنه..

بعدش کلی تشکر کرد..

از اینکه،کنداکتور خالی برنامه شون پرو پیمون شده بود...

آخه میدونید بعضی برنامه ها، کنداکتورشون( لیست بر نامه) خالیه..

یعنی به عنوان مثال،بعد از قرائت قرآن و سرود ملی، فقط سخنرانی دارن و یکی دوتا برنامه دیگه.

که ما اصطلاحا میگیم:سین برنامه، خالیه..

برنامه شنبه هم دقیقا همینطوربود..

یعنی نه موزیک زنده بین برنامه داشتن،نه مسابقه..و نه چندتا مورد سرگرم کننده دیگه..اما واقعا دلشون می خواسته برای پرسنل خانم،جشن بگیرن.

البته خانم موسوی گفته بود که خودم باید برنامه رو شادش کنم..

دردسرتون ندم..

تجربه و دانش رو علاوه کردم با لطف پروردگار که همیشه یاورم بوده..

در تمام این سالها.......

لطف خدا بیشتر از جُرم ماست

نکته سربسته چه دانی،خموش

........

و نتیجه اونی شدکه فراتر از خواست خانم موسوی و همکارانش،حتی مدیر اداره بود..

چون گفت: دست خدارو در جای جای برنامه شون دیده..

*زمانی که برقِ شیرینی فروشی که قرار بود کیک بزرگ جشنشو درست کنه،رفته..همه کیک ها خراب شدن..

و یه کیک زیباتر براشون آماده شده!?

*زمانی که مجری برنامه(من)،به نکات مهمی اشاره میکنه که برگزار کننده(خانم موسوی و تیمش)،به دلیل مشغله، اصلا یادشون میره با مجری هماهنگ کنن?

زمانی که برنامه خالی شون،مثل کامل ترین برنامه ها از نظر سین،اجرا شد..???

و زمانی که خانم های اداره،خیلی خیلی راضی و خوشحال سالن برنامه رو ترک کردن..نه غُری،نه دلخوری..

شادِشاد?

خلاصه، تماس گرفته بود که ؛

تشکر کنه..

خواهش می کنم دوست عزیز...








دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *