حقیقت گناه، آتش فروزان

برخي گمان مي کنند که خداوند وقتي سخن از حقايق برخي از امور از جمله گناه مي کند و آن را آتش مي داند، از باب تمثيل است؛ در حالي که اين گونه نيست. وقتي قرآن مي گويد: وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ ؛ و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏ اش را بخورد از آن كراهت و ناخوش داريد.(حجرات، آيه 12) واقعا وقتي غيبت مي کنيد، داريد گوشت برادر مرده ات را مي خوريد. از همين رو، پيامبر(ص) به آن دو نفر که غيبت اميرمومنان امام علي(ع) را مي کردند، يا آن زناني که غيب کرده بودند، فرمود شما روزه نداريد، شما گوشت خورديد. آنان عرض کردند: ما چيزي نخورديم. حضرت (ص) دستور دادند طشتي آوردند، سپس فرمود: بالا بياوريد و قِي کنيد! اينها گوشت را قِي کردند. آنان عرض کردند: يا رسول الله! ما چيزي نخورده بوديم. حضرت (ص) فرمود: اين تکه گوشت همان غيبتي است که شما کرديد(محجه البيضاء، فيض کاشاني، ج 5، ص 252)  

از نظر قرآن کسي که مال ديگري را به ظلم و ستم مي خورد، آتش مي خورد. خداوند مي فرمايد: ؛ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ؛ در حقيقت كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى ‏خورند، جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مى ‏برند و به تحقيق در آتشى فروزان در آمدند.(نساء، آيه 10)

اين آيه مي فرمايد آن چه مي خورند همين الان آتش است و همين الان در آن آتش فرزوان در آمده اند؛ تنها مشکل اين است که انسان بر ديده هاي قلبش پرده و غطاء کشيده و نمي تواند اين حقيقت را ببيند؛ وگرنه همين الان هم آتش را مي ديد که مي خورد و هم آن آتش فروزان را در جان خود احساس مي کرد و خود را وصل به آتش دوزخ مي يافت: لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ؛ به يقين دوزخ را مى ‏بينيد؛ سپس آن را قطعا به عين‏اليقين مي بينيد.(تکاثر، آيات 6 و 7) همان طوري که «حارثه بن مالک بن نعمان انصاري» آن جوان مدني دوزخ و دوزخيان و بهشت و بهشتيان را مي ديد.(کليني، اصول کافي، ج 3، با ترجمه و شرح سيد جواد مصطفوي، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام، صفحه 89) وي در جنگ موته به شهادت رسيد.(ر.ک: حلية الاولياء، ج 1 و 2 و صفحه 356 آن از انتشارات مکتبة الخانجي و مطبعة السعاده مصر، 1351 ه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *