حال خوبتو با من تقسیم کن! که چی؟

الان خیلی از ما خوشی داریم و ناخوشی. از زندگی روزمره بگیر تا دوران سربازی کوفتی و دانشجویی و کار و نداشتن خانواده و هزار درد بد درمان دیگه.

چرا زندگی اینقدر سخت میگذره یا خودمون اون رو سخت میگیریم؟

واقعاً چرا؟ چند وقتی هست که پیش روانشناس میرم بدلیل افسردگی و خودخوری هایی که برام از کودکی پیش اومده. چند باری هم داروهاشون رو به فرض اینکه کار نمیکنن و فقط عوارض دارن گذاشتم کنار و نخوردم ولی آخر نشستم با خودم گفتم تا کی؟! واقعا تا کی میخوای اینجور باشی؟ شاید کمکت کرد و از این حال بیرون اومدی و اجتماعی شدی. تا اینکه مجدد شروع به خوردنشون کردم و حالم خوب شد تا حدودی ولی باز هم حس حالم مجدد داره به حالت قبل برمیگرده و بدبین شدید شدم و انرژی مغناتیسی منفی من اینقدر بالاس که کسی معمولا سمتم نمیاد! خسته شدم...


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *