جمعه

پس از هر بار شد تكرار جمعه
و هي تكرار شد بسيار جمعه

هزاران بار جمعه آمد اما
نيامد هيچ موقع يار جمعه

شمردم جمعه هاي عمر خود را
شده حالا هزاران بار جمعه

به ندبه جمعه ها را طي نمودم
و دامان تر زچشم زار جمعه

فراقت زد به جان شيعه آذر
بيا ديگر تو اي دلدار جمعه

جهان پر شد ز ظلم و جور و كينه
همه تن ها تن تبدار جمعه

تمام هفته را با غم عجينيم
و صبح جمعه را بيمار جمعه

غم هجران اگر چه سخت باشد
خوشا آن لحظه ديدار جمعه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *