تجارت‌های ما

ما در زمین تجارت‌هایی داریم؛

از دست می‌دهیم، تا بدست آوریم و هر چیز را به بهایی می‌خریم و جالب است که اکثر ما غافلیم و اسیر همان هزاری‌های کف خیابان گشته ایم.

غافل از چه؟

از تجارتی که آسمانی است؛ که بهایی ندارد هیچ، بهره‌هایی چند برابر دارد که فرای آسمان‌ها و ابرهای روان است.

آری، مرادم همان تجارت بنده و معبود است،‌ که گمشده بسیاریست و همین ندانم کاری، بسیاری را به منافات می‌اندازد.

آن کس که تجارت آسمانی را ارجعیت قرار دهد و خواسته‌ها را اول از آن وجود متعالی بخواهد،

براستی که سعادتمند و بهروز است و یقیناً، تمام عرش‌های عالم را هم می‌تواند صاحب گردد.

و آن کس که در ناآگاهیست، در همان تاریکی و رفت و آمدها و به دیوار خوردن‌های بی هدف خویش ادامه می‌دهد تا آنچه را که در جوانی دارد اتلاف نماید و وقتی پا به سن گذاشت، آنگاه حسرت آن لحظات را خواهد خورد.

اگر گوش دهیم،

خداوند در همین نزدیکیست ...


قلمی از کامیار ارباب‌زی
با تفکری از جنس تمشک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *