تا کِی اجازه میدی ؟



احساس نمیکنی ضعیفی ؟

احساس نمیکنی که هیچ قدرتی نداری ؟

تو هم این احساس رو داری که هیچ زوری توی بدن و فکر تو نیست ؟

راستشو بگو .... نه به من .... به خودت همیشه حقیقت رو بگو ... حتی اگه یه روزی یه دروغ به زبون آوردی یادت باشه که خودت اونو باور نکنی ...

حالا درست جواب بده ....

خدایی چند بار تا حالا شده که یه فکر بزنه به سرت و واسه خودت یه هدف در نظر بگیری ؟

چند بار میخوای از این هدفا توی زندگیت بیاری و هیچ کاری نکنی ....

نه ... اشتباه نکن ... انگیزشی نمیخوام حرف بزنم ... میخوام دقییییییقا انگیزشی حرف بزنم اصلا ... کسی میتونه چیزی بهم بگه مگه ؟ .... اصلا دوست دارم انگیزشی حرف بزنم آقا ...

حالا برگردیم سر اصل مطلب ....

داشتم میگفتم چند بار دیگه میخوای هی تو سرت یه هدف و رویا رو متولد و کنی و خودت به دست خودت اون رو تو نطفه خفه کنی ... خودت اونُ تیکه و پاره کنی ؟ .... یه بار توی آینه وایسا و از خودت بپرس چند بار میخوای گذر زمان و عمر و روزای رویای تو سرت رو کمرنگ کنه ؟ .... میگم کمرنگ چون اثرش به این زودیا از سرت نمیره بیرون و حتی ممکنه بعد مدت ها دوباره اون آرزو و رویا بیاد به سراغت و یقه ت رو سفت بچسبه ...

و بهت یادآوری کنه که تو هیچ زوری نداری .... بهت یادآوری کنه که به هیچ کدوم از چیزایی که تو زندگیت میخواستی نرسیدی .... بهت یادآوری کنه که تو واسه دنیات هیچ کاری نکردی ..... نه تنها برای این دنیات بلکه برای خودتم هیچ کاری تا حالا نکردی و فقط خواستی خوش بگذرونی و کیف و حال کنی ... آره ... تو اسمشو میذاری عشق و حال و خوش گذرونی ولی من صداش میکنم تنبلی ... چون وقتی رویات رو ساختی اون وقته که میتونی کیف کنی ... میتونی لذت ببری و حال کنی .... آره ... میتونی اون موقع از خودت راضی تر باشی ... میتونی عزت نفست رو بدست بیاری ...

آخه سوال بعد من اینه که حالا که می بینی جَنَم زور زدن و کار کردن واسه رسیدن به هدفت رو نداری چرا حالا هی توی ذهنت رو پر از هدف و ایده و آرزو و رویا میکنی ؟ ...

نکن آقا ... نکن خانم ... نذار توی دلت پر بشه از رسوب و کثیفی و بعدا هی با خودت حسرت بخوری که چرا فلان کار رو نکردم یا اینکه اگه فلان کار رو کرده بودم الآن به کجا ها که نرسیده بودم ..... یا به کل تولیدیِ رویا و آرزو هات رو ببند یا اینکه با اراده و خیلی ثابت قدم شروع کن به پیمودن راهت تا برسی بهش ... و شروع کن به کار کردن ... تا کی حسرت ؟ .... تا کی تنبلی ؟ .... تا کی دوربین مخفی میخوای ببینی و بخندی ؟ ... تا کی میخوای ولو بشی جلوی تلوزیون ؟ ... تا کی میخوای هر شب که سرت رو میذاری روی بالش به خودت بگی تو هیچ غلطی نکردی باز ... تا کی میخوای به خودت بگی امروزم گذشت ولی عین همه روزات پوچ و خالی بود ؟ ... یکی از کاربرای عزیز ویرگول بهم گفت از اسم حیوونا استفاده نکن ... وگرنه اینجا جای اسب و خر و الاغ و گاو و سگ بود و میشد خیلی جاها ازش استفاده کرد .... واسه احترام به حرفشم شده توی این پست از این تشبیها استفاده نکردم ...

راستی یه چیزی .... بذار یه راز موفقیت رو بهت بگم که تنها راهش همینه اصلا .... ینی موفقیت کلا یه راه داره ... ( موفقیت ینی چی ؟ ینی اینکه یه هدف داشته باشی و با سعی و تلاش و کار به اون هدفت برسی ) ... موفقیت یه راه داره ولی این طرف و اون طرف هی دارن حرفای قلنبه سلنبه میزنن ولی راهش فقط یه چیزه .... شاید هم از روی بیکاری هی می پیچونن ... به هر حال بذار من حقیقت ماجرا رو بهت بگم که راه موفقیت و رازی که میتونه تو رو موفق کنه چیه ....

اول فرض میکنیم شما یه هدف داری ... چی مثلا ؟ .... مثلا اینکه توی کنکور رتبه تک رقمی بگیری و بترکونی .... ولی خب به این آسونیا هم که نیست .... یا اینکه فرض میکنیم هدفت اینه که از این به بعد نمازات رو سروقت بخونی .... یا اصلا ممکنه هدفت پر کار ترین نویسنده جهان شدن باشه و بخوای موفق ترین نویسنده بشی توی ژانر مورد علاقت .... یا شایدم دوست داری بشی مسی یا رونالدو یا حتی بهتر از اونا ....

حالا راهش میدونی چیه که به هر کدوم که دلت خواست برسی ؟

اینکه از جات پاشی و بری سمتش و کار کنی ....

همین ...

وقتی روی کاناپه جلوی تلوزیون لم دادی و هی توی فِکرته که باید نمازت رو سروقت بخونی یکهو تلوزیون رو خاموش کن و از سر جات پاشو و برو وضوت رو بگیر و نمازت رو با آرامش بخون ...

وقتی با دوستای مزخرفت رفتی بیرون که اصلا با هیچ کدوم حال نمیکنی و اونی نیستن که تو همیشه دلت میخواسته و از سر تنهایی بهشون پناه آوردی یا اینکه فقط واسه عشق و حال کردن خوبن و واست هیچ فایده ای ندارن یهو ازشون دل بکن و برو خونه و بدو تو اتاقت و بیفت به جون تستای فیزیک و شیمی و ریاضی و همین طور بقیه درسا .... جوری کار بکن که استادتم به گرد پات نرسه ...

وقتی داری با ps4 ت وقت خودتو تلف میکنی ولی فکر و ذکرت مدام اینه که من هدفم ستاره شدن توی بسکتباله یهو از جات بلند شو و توپت رو بردار و تمرین کن .... چیه ؟ ... نکنه میخوای بگی حلقه شو نداری که تمرین کنی ؟ ... خب پس باید به زودی زود به فکری واسه این موضوع بکنی و یه راه حل پیدا کنی ....

پس بسه دیگه ... بسه دیگه ... بسه هر چی چال کردن و کمرنگ کردن رویا ها و آرزو ها و هدفایی که مثه مگس توی ذهنت دارن وز وز میکنن ... بلند شو از سر جات و بهتر از هر کسی به هدفت برس ...

گفتم که ... راهش همینه که یهو از جات پاشی و بری سمتش ...

پ . ن : آهنگ «ولش کن» از تتل سلطون رو گذاشتم و شروع کردم به نوشتن ...

امیر معین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *