به بی کلامی شعر به پر حرفی مغز

باید نوشت

تا رسیدن دست هامان به پایان یک شب گردی

تا تسکین زخم هایی که بر تن مانده بود

به بی کلامی شعر به پر حرفی مغز

به دست ساییدن که بگویی درد را

برای نجات زبان کوتاه نابلد

که می‌گریزد از چنگ حروف

باید نوشت

برای خلایی که تمام مان را میگیرد به آغوش

و بی معنایی این افکار خیره سر..

که‌ باید ریختشان به دریای نیستی و هیچ

تا زبان ناتوان لعنتی از زیر بار این وظیفه بیرون آید

باید نوشت

باید نوشت

#مغزنوشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *