بد عهدی کدخدا و خوش قولی اعتدال!

به نام خدا و براي خدا

علي رغم دبه درآوردن کدخدا(آمريکا) در زمان اجراء برجام، متأسفانه دولت ترسوي اعتدال همچنان ذليلانه و حقيرانه به طبل اجراء برجام مي کوبد و حتي براي اطمينان يافتن آمريکا، موضوع پايبندي خود، مبني بر برچيدن تأسيسات هسته اي کشور را در رسانه هاي رسمي تحت هر شرايطي به اطلاع کدخدا مي رساند و در همين بزنگاه جناب روحاني نهايت ارادت خود را به استحضار کدخدا رسانده و مي گويد: «نقد و انتقاد ديگر جايي در زمينه برجام ندارد.»ت

تعجب آور است که همه اين خيانتهاي دولت اعتدال، در زماني رخ داده که کنگره آمريکا رسماً محدوديتهاي براي سفر افراد برخي کشورها بخصوص اروپائي ها به ايران تصويب کرده که من بعد براي سفر به آمريکا بايد ويزا دريافت نمايند و در غير اينصورت سفرشان به آمريکا ممنوع است و رئيس جمهور آمريکا هم اين قانون را براي اجراء ابلاغ کرده است!

اما در کمال بهت حيرت، جناب ظريف الممالک و عراقچي نامه جان کري وزير خارجه آمريکا را که مخالف نظر کنگره و اوباما است، در صدا و سيماي کشور، منافقانه از آن نامه تعهد حقوقي آمريکا مي خوانند و اين در صورتي است که حتي رئيس جمهور آمريکا هم در برخي از مواقع نمي تواند نظري مخالف کنگره داشته باشد، همانطور که رئيس جمهور ايران نمي تواند بر خلاف مصوبه هاي مجلس شوراي اسلامي عمل نمايد. در اينجا سئوالي مطرح است، پس چرا مسئولين مربوطه به اجراء کامل برجام علي رغم نقض آن از سوي آمريکا اصرار مي ورزند؟! و به ملت خود دروغ مي گويند و برداشتن قلب رأکتور اراک را بر اساس دستور آمريکا با کلمه انشاء الله در صدا و سيما بر زبان جاري مي کنند! و مفتضحانه و منافقانه به آن افتخار مي کنند!عع

عحيب تر اين است که همه مسئولين کشوري و لشگري (رئيس قوه قضائيه، دبير شوراي عالي امنيت ملي، رئيس مجلس شوراي اسلامي، وزير خارجه آقاي ظريف و آقاي عراقچي معاون وزير خارجه)، اقدام کنگره و رئيس جمهور آمريکا را مغاير با برجام مي دانند وليکن دولت اعتدال، به اجراء برجام بر اساس تعهد به کدخدا سرعت بيشتري بخشيده است! چــــــرا؟!!!!

پاسخ اين سئوال را بايد در ديدگاه هاي ليبرالي دولت و بخصوص شخص جناب روحاني جستجو کرد، که حل همه مشکلات کشور، حتي آب آشاميدن مردم را در لغو تحريمها و از دستان چدني و خونخوار شيطان بزرگ تمنا مي کرد و مي نمايد!

کاش جناب روحاني کشور داري را از اميرکبير ياد مي گرفت که گفته اند: در ايام صدارت اميرکبير روزي احتشام الدوله  عموي ناصرالدين شاه که والي بروجرد بود به تهران آمد و به حضور اميرکبير رسيد. اميرکبير از احتشام الدوله پرسيد: وضع بروجرد چطور است؟ حاکم لرستان جواب داد: قربان اوضاع به قدري امن و امان است که گرگ و ميش از يک جوي آب ميخورند. امير برآشفت و گفت: من ميخواهم مملکتي که من صدراعظمش هستم آنقدر امن و امان باشد که گرگي وجود نداشته باشد که در کنار ميش آب بخورد. تو ميگويي گرگ و ميش از يک جوي آب ميخورند؟ 

والسلام

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *