اولین باری که از دلبر گل گرفتم

یادش بخیر ، یه روز اون اوایل که هنوز مستقیماً بهش نگفته بودم دوستش دارم داشتم دلبر رو می‌رسوندم خونه شون تو مسیر گفت بریم دم خونه داداشش یه کار کوچیکی داره ، در حد چند دقیقه بیشتر کارش طول نکشید و با یه گل رز صورتی که از حیاط خونه داداشش کنده بود اومد .

خلاصه که روش بر نیومد بگه گل رو خودش برام کنده ، گفت این گل روی درختش شکسته بوده و آویزون بوده و اونم کنده آورده .... منم تو دلم گفتم آره تو راست میگی ??

گل رو گذاشت جلو کنسول ماشین و چند دقیقه بعد رسوندمش دم خونه خودشون و خداحافظی کرد و رفت !

من اون گل رو خیلی دوست داشتم ولی نمی‌دونستم چیکارش کنم ،اخه خودمم داشتم میرفتم خونه ،برم خونه بگم گل از کجا اومده؟

دلمم نمیومد که گل رو بندازم بیرون ، دوست داشتم کنارم باشه ، خلاصه اون گل رو از شاخه جدا کردم و گذاشتم تو جیبم

تا چند روز یکی از جیب هام پر از برگ گل بود که نه دلم میومد دور بریزمش نه دلم میومد تو خونه از جیبم بیرون بیارم ... خلاصه اون سال عید نوروز واسه حیاط خونه چند تا گل خریدم ، چند تا گل رز صورتی که وقتی گل میدادن من همش دلبر رو توش می‌دیدم.

هنوز گل رز صورتی میبینم یاد اونوقت میافتم ولی الان هربار که براش گل میخرم رز قرمز میخرم ?

بین این اتفاقات اخیر که واقعاً بخشی از افسردگی و نگرانی همه هست یهو این خاطرات یادم اومد

امشب ۴۷ ت پول دارم ، برم یه شاخه گل بخرم

دفعه قبل فکر کنم ۱۰ ت بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *