اندر مزایا و مکافات همدلی!

در ابتدا شما رو به خواندن این حکایت تکراری و اعصاب خردکن! درمورد همدلی و اتحاد دعوت میکنم:

فرمانروایی فرزندان خود را پند می داد ودر آن میان چوبه ی تیری از تیردان بیرون کشید و به ایشان دادو گفت:((بشکنید)).

به اندک نیرویی شکسته شد.

دیگر بار دو عدد داد. باز به آسانی شکستند.

بدین ترتیب بر تعداد چوب ها افزود تا به بیش از ده رسانید.

آنگاه زورآزمایان از شکست آن در ماندند!

روی به فرزندان کرد و گفت:((ای فرزندا,حال شما در زندگی این چنین است.

تا هنگامی که یاور و پشتیبان هم باشید,دشمن نمی تواند بر شما چیره شود و سالیان دراز می توانید پیروز و ظفرمند به سر ببرید.))

واقعا حکایت آموزنده و چرندیه! چون چند تا چوب که هیچی، اگه به محکمی و ستبری تنه ی درخت هم باشیم، به دست یک دختر روس اینجوری پودر میشیم!

https://www.aparat.com/v/psLYF

من همدل خوبی ام!

از اون دسته آدما هستم که اگه یکی باهام درد و دل کنه، تا صبح به حرفاش گوش میدم و براش گریه میکنم ولی یه هل پوک! هم کمکش نمیکنم!

نه اینکه نخوام! نمیتونم!

البته خوب همدلی هم یعنی همین! حتما که نباید کمک کنی! همین که بتونی شنونده ی خوبی باشی هم گاهی اوقات خیلی به طرف مقابلت کمک کردی.

حالا جای شکرش باقیه که هنوز به این نوع همدلی روی نیاوردم!


واقعا همدلی رو باید از مورچه ها آموخت!

البته نمیدونم شاید اسم این رو بیشتر باید همکاری گذاشت تا همدلی!

راستش من از بچگی هیچوقت فرق همدلی و همدردی و همیاری و همکاری و همفکری و همبستگی و همستر! رو متوجه نشدم!

خلاصه که سعدی علیه الرحمه فرموده: ((مورچه ها را چو بود اتفاق شیر ژیان را بدرانند پوست!))

البته زمان سعدی هنوز همدلی جواب میداد. الان اگه مورچه ها بخوان خیلی همدل و همیار همدیگه باشن، مردم هم برای از بین بردن اونا شدیدا همدل میشن!

بالاخره همدلی این چیزا رو هم داره دیگه! گاهی اوقات همدلی شما به مذاق بقیه خوش نمیاد!


یه عده همیشه می تونن همدلهای خوبی باشن!:

نمیدونم چرا؟! ولی همیشه دوست داشتم با یکی از این تنبل ها درد و دل کنم! به قیافشون میخوره همدلها ی خوبی باشن! نمیدونم این حس از کجا میاد ولی کلا حس خوبی نسبت به تنبل دارم! فکر میکنم بعد از مقام شامخ مادر و مقام زحمتکش پدر هیچ موجودی تو دنیا مهربون تر از تنبل نیست! (که البته اینها با هم قابل قیاس نیستن. دوباره یه عده نیان کامنت بذارن که تراوشات ذهنیتو کمتر کن! و نمیدونم از این حرفا!)

از شوخی گذشته، یه عده هم هستن که مثل این تنبلا واقعا تو دل برو هستن، جوری که آدم میخواد صبح تا شب بشینه،باهاشون درد و دل کنه و به قول معروف دل بده و قلوه بگیره!


با یه عده هیچوقت نمیشه همدلی کرد!:

ماهی حبابی
ماهی حبابی

این تنها موجودیه که به اعتقاد من هیچوقت نمیتونه با کسی همدلی کنه و طبیعتا هیچکس هم نمیتونه با این همدلی کنه!

هرچقدر که نسبت به اون تنبلا حس خوبی دارم همون قدر(شایدم بیشتر) نسبت این ماهی حبابی ها حس خوبی ندارم!

یه سری از آدما هم هستن که برعکس اون تنبل صفت هایی که گفتم آدم دوست داره وقتشو با هم صحبتی اونا بگذرونه، اینا ماهی حبابی صفت! هستن. یه دقیقه هم نمیشه تحملشون کرد؛دیگه چه برسه به ابراز محبت و همدلی!

شاید براتون جالب باشه ماهی حبابی ها در اعماق اقیانوس ها زندگی میکنند و اصلا به انسان ها نزدیک نمیشن و به همین دلیل اطلاعات خیلی زیادی هم ازشون در دسترس نیست!(برای همینه که میگم به قیافشون نمیخوره همدلهای خوبی باشن! چون اونا هم تقریبا همین حس رو نسبت به ما آدما دارن وگرنه اینقدر ازمون فاصله نمیگرفتن!)
ناگفته نمونه که این موجود با وجود اینکه شکل و شمایل خیلی دلنشینی نداره اما از یه عده خیلی مهربون تر و خوش قلب تره!

باز خوبیش اینه که اگه نمیتونه با ما آدما رابطه برقرار کنه و خودش رو تو دل ما جا کنه، لااقل ادای همدلی و محبت رو هم در نمیاره! مثل یه سری از مسئولین نیست بدون اینکه بخواد یه وقت خدایی ناکرده! پاش رو تو آب بزنه؛ از دور با سیل زده ها ابراز همدردی و تاسف کنه! (الله اعلم!‌ شاید هم ماهی حبابی حق داره که اینقدر از ما دوری میکنه؛ فکر کنم اونم فهمیده که یه سری از ما آدما از یه سری از حیوانات به مراتب پست تریم! (کالانعام بل هم اضل!))

همدلی از هم‌زبانی بهتره؟!

قطعا بهتره! چون هرچه از دل بر آید لا جرم بر دل نشیند! وگرنه دوصد گفته چون نیم کردار نیست!‌(نمیدونم اینا به هم ربطی داشتن یا نه!)

مولانا می فرماید:

هم‌زبانی خویشی و پیوندی است  //  مرد با نامحرمان چون بندی است

ای‌بسا هندو و تُرک هم‌زبان  //  ای‌بسا دو تُرک، چون بیگانگان

پس زبان محرمی، خود، دیگرست  //  همدلی از هم‌زبانی بهترست!

این مطلب برای شرکت در مسابقه ی دست انداز با موضوع همدلی به رشته ی تحریر(تایپ!) در آمده است.

حسن ختام:

مسلمانان مرا وقتی دلی بود که با وی گفتمی گر مشکلی بود
به گردابی چو می‌افتادم از غم به تدبیرش امید ساحلی بود
دلی همدرد و یاری مصلحت بین که استظهار هر اهل دلی بود
ز من ضایع شد اندر کوی جانان چه دامنگیر یا رب منزلی بود
هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن ز من محرومتر کی سائلی بود
بر این جان پریشان رحمت آرید که وقتی کاردانی کاملی بود
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد حدیثم نکته هر محفلی بود
مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

حافظ شیرازی

خداوند در قرآن کریم می فرماید:

((وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللَّهِ جَميعًا وَلا تَفَرَّقوا ۚ وَاذكُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ كُنتُم أَعداءً فَأَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم فَأَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ إِخوانًا وَكُنتُم عَلىٰ شَفا حُفرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَكُم مِنها ۗ كَذٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تَهتَدونَ))
و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ حفره‌ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید.

پیامبر اکرم(ص) می فرماید:

تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا تَحَابُّوا وَ تَهَادَوْا وَ أَدَّوُا الْأَمَانَة
امّت من تا هنگامى كه يكديگر را دوست بدارند، به يكديگر هديه دهند و امانتدارى كنند، در خير و خوبى خواهند بود.
عيون اخبار الرضا ج2 ، ص29



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *