استعداد یادگیری زبان خارجی

بعضی از افراد، وقت زیادی برای یادگیری زبان وقت صرف نمی‌ کنند، اما به نظر می ‎آید با سرعت خیره‌ کننده‌ ای پیشرفت می‌ کنند. بعضی‌ ها هم برعکس، هرچه قدر وقت و انرژی صرف می‌ کنند، ظاهراً نتیجه مطلوبی نمی‌ گیرند و از خود می پرسند: چرا من استعداد یادگیری زبان ندارم؟ نکته‌ ای که باید تأکید کنم این است که این نمونه‌ ها بسیار نادر هستند و از لحاظ استعداد زبانی، افراد در یادگیری طولانی ‎مدت تفاوت عمده‎ ای باهمدیگر ندارند.

بر اساس تحقیقات، حتی بهره هوشی هم قابل‌ تغییر است و به جز موارد بسیار نادر، تمامی انسان‌ ها از قابلیت هوشی اولیه به‌ صورت نسبتاً یکسان برخوردار هستند و تفاوت‌ ها از آنجا ناشی می‌شود که عده ‎ای با این باور که بهره هوشی کاملاً ژنتیکی است، تلاشی در جهت ارتقای آن نمی‌ کنند.

منظور این است که اگر زمانی احساس کردید که شما نسبت دوست ‎تان توفیق چندانی در یادگیری زبان ندارید، شاید تفاوت در این باشد که شما اعتقاد دارید بی ‎استعداد هستید. ذکر دو نمونه در این خصوص خالی از لطف نیست.

سیاه‌ پوستان آمریکا معمولاً در یادگیری دچار مشکلات زیادی هستند و بسیاری از آن‌ها حتی دوره دبیرستان خود را هم تمام نمی‌ کنند. تعدادی از آن‌ها عمیقاً اعتقاد دارند که بهره هوشی‌ شان پایین‌ تر از سفیدپوستان است. قبل از انتخاب باراک اوباما به‌ عنوان رئیس‌ جمهور آمریکا، گروهی از محققین از یک نمونه آماری راندوم از دانش ‎آموزان سیاه و سفید پوست تست استانداردی گرفتند و همان تست را پس از انتخاب شدن اوباما به نمونه آماری مشابهی از دانش ‎آموزان دادند.

در تست اول، تفاوت زیادی بین نمرات سیاه‌ پوست‌ ها و سفیدپوست‌ ها وجود داشت، اما در تست دوم، به‌ یک‌ باره نمرات دانش ‎آموزان سیاه‌ پوست ارتقا پیدا کرده بود. نتیجه‌ گیری محققین این بود که انتخاب اومابا به‌ عنوان اولین رئیس‌ جمهور سیاه‌ پوست آمریکا به دانش ‎آموزان سیاه‌ پوست این اعتماد به‌ نفس و این باور را القا کرده بود که آن‌ها به لحاظ استعداد، چیزی از سفیدپوست‌ ها کم ندارد.

در تحقیقات دیگر، به‌ دفعات نشان شده است که اگر افراد باور داشته باشند استعداد و هوش قابل ارتقا است، به‌ مرور زمان تلاش خواهند کرد و باهوش‌ تر خواهند شد.

نمونه دیگر فوتبالیست مشهور “کریستیانو رونالدو” است که معمولاً با “لیونل مسی” فوتبالیست آرژانتینی مقایسه می‌شود. اگر فوتبال تماشا می‌کنید و اخبار آن را دنبال می‌کنید، شاید برایتان شکی وجود نداشته باشد که لیونل مسی دارای استعداد ذاتی عجیبی برای فوتبال است، اما رونالدو چندان بااستعداد به نظر نمی‌رسد و موفقیت او را بیشتر مرهون تلاش بی‌ وقفه و انگیزه او دانسته‌اند.

زمانی که رونالدو فوتبال خود را شروع کرد، کارشناسان و بازیکنان فوتبال آینده‌ ای برای او متصور نبودند. حتی هم‌ تیمی‌ های رونالدو او را مورد تمسخر قرار می‌دادند، تا حدی که او در خلوت و حتی در تمرینات، گریه می‌کرد. اما حالا رونالدو بدون شک جزو 10 بازیکن برتر تاریخ فوتبال است و تقریباً به تمامی افتخارات ممکن در فوتبال رسیده است.

برای لحظه‌ ای تصور کنید اعتقاد رونالدو این بود که استعداد او برای فوتبال کافی نیست و باید آینده خود را در زمینه دیگری جستجو کند: آیا باز هم رونالدو، رونالدو می‌شد؟ قطعاً، جواب این سؤال منفی است. باور عمیق رونالدو این است که “همیشه می‌توانم بهتر از قبل باشم”. این باور، قدرت زیادی دارد و بهتر است شما هم باور مشابهی را در ذهن خود پرورش دهید.

نتیجه‌ ای که می‌خواهم بگیرم این است که هرگز به خودتان تلقین نکنید که استعداد زبانی شما پایین‌ تر از بقیه است. هرگز نگوید چرا من استعداد یادگیری زبان ندارم؟ به‌ احتمال خیلی زیاد این تصور شما کاملاً و مطلقاً اشتباه است. به عنوان یک قدم مثبت برای غلبه بر این باور نادرست، به زمینه‌ هایی فکر کنید که قبلاً تصور می‌کردید در آن‌ها بی‌ استعداد هستید اما اکنون این باورها به دلیل موفقیت‌ های شما از بین رفته‌ اند. شخص بنده جزو افرادی بودم که اعتقاد داشتم یادگیری زبان انگلیسی برایم غیرممکن است و تصور میکردم چنین استعدادی ندارم.

حتی اگر بپذیریم که شما جزو آن موارد نادر (تأکید می‌کنم “موارد نادر”) بی‌ استعدادی زبانی هستید و توانایی شما مثلاً ده درصد از بقیه کمتر است، معنی این واقعیت این است که شما باید ده درصد بیشتر تلاش کنید. و اگر توانستید بیست درصد بیشتر تلاش کنید، پیشرفت ‎تان از افراد بااستعدادتر از خودتان هم بیشتر خواهد بود.

در هر صورت، این نوع باورها و تلقین‌ های منفی و اعتقاد به عدم استعداد لازم برای یادگیری زبان خارجی، فوق‌ العاده سمی و خطرناک هستند و هر نوع پیشرفت و تغییر مثبت را در نطفه خفه خواهند کرد. اگر در گذشته در یادگیری زبان ناموفق بوده‌ اید، به‌ احتمال قریب‌ به‌ یقین علت آن، چیزی غیر از عدم وجود استعداد بوده است: احتمالاً روش اشتباهی در پیش‌گرفته‌ اید، یا خود یا دیگران انگیزه‌ تان را تخریب کرده‌ اید، یا تلاشتان کافی نبوده است، یا….

نکته مهمتر اینکه نمودار یادگیری زبان خطی نیست، بلکه این نمودار سینوسی است. برای توضیح این نکته و اهمبت آن به این پست مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *