آرامش

هر چی دوس دارین بنویسین یا بخونین، یا بخرین یا شاید هم باید بسازین، تا آرامش کنار شما باشه.


خونه به چیه که خونه ست؟!، به مرز و حریم بودنش یا به آروم بودنش، کلید خونه، میتونه لوگوی امنیت و شکل خونه میتونه لوگوی آرامش باشه.


خونه ها، جای آرومی هستن، یعنی باید باشن، اونجایی که آروم نباشه خونه نیست
خونه ها، جای آرومی هستن، یعنی باید باشن، اونجایی که آروم نباشه خونه نیست




شاید هر چه دوس داریم رو، باید بسازیم، بنابراین دوست داشتنی های ما ساختنی خواهند شد، البته پی ساختمون دوست داشتنی هامون هم مهمه. پایه گذاری درست دوست داشتنی های ما به دوام شون کمک میکنه، یه طوری دوست داشتنی ها رو سر هم نکنیم که سر خودمون آوار بشن.


واقعیت این نیست اما حقیقت اینه که آدم ها به دنبال آرامش هستن، واقعیت اینه که آدما به دنبال آدما هستن، به دنبال اشیا، به دنبال موقعیت ها و هیچ یک از اینها مفهوم مستقل آرامش رو در بلند مدت تداعی نمیکنه یا دربر نخواهد داشت، به خصوص وقتی این پیگیری های ما حالت متوالی و تناوبی داشته باشه، آدمایی که گاهی هستن گاهی نیستن، ابزار هایی که گاهی در دسترس هستن گاهی نه. اما آرامش درونی ما که وابسته به اصل یا اصول خودساخته ای هست، همیشه منبع غنی از آرامش خواهد بود.


اگر اصولی داشته باشیم همیشه حداقل یک دلیل برای آروم بودن مون در هر شرایطی وجود داره، یک اصل به تنهایی میتونه تمرکز و آرامش ما رو تامین کنه. که ما کمتر از بیرون و بیشتر از درون مون خط بگیریم. محیط به شدت متغیره، بنابراین طبیعیه که آرامش ما اگر در گرو آرامش محیط باشه، همیشه این آرامش در نوسان خواهد بود.


گاهی در جایی که باید باشیم نیستیم، همین آرامش ما رو به هم میزنه
گاهی در جایی که باید باشیم نیستیم، همین آرامش ما رو به هم میزنه


فضا یک مسئله ست، محیط یه مسئله دیگه. اگر چه فضا رو بیشتر میتونیم تحت کنترل داشته باشیم، اما همیشه ویژگی های عمومی محیط بر خاصیت های فضای خصوصی تر و محدود تر زندگی ما یا حتی فضای حرفه ای کار ما، سوار هست. بنابراین برای یک بلند مدت، انتظار تاثیر نگرفتن از خاصیت های فضا نسبت به محیط، فرضی بیهوده ست.

گاهی یک شکاف، علت آروم نبودن ما هست، شکاف یا فاصله بین ما و یک موقعیت یا یک فرد یا افرادی، در حالی که شاید اگر کنار اون فرد یا افراد میبودیم و یا در موقعیت مورد نظرمون قرار داشتیم، اون اثر و یا شگفتی که در ذهن یا باور مون تجسم کردیم، اتفاق نمیفتاد. پس بد نیست اگر در ذهن مون برخی پیش بینی ها رو در مورد بعضی موقعیت ها یا اشخاص، شبیه سازی کنیم. تخمین بزنیم، محاسبه کنیم، اندکی دور اندیشی به خرج بدیم، ببینیم اون چیزی که انتظار و دلخواه ماست واقعا عملی میشد، اگر در جایگاهی که مد نظرمون هست قرار میگرفتیم.



گاهی شاید در میانه یک طوفان بودن رو با یک قایق کاغذی، به برخی سکون ها ترجیح میدیم
گاهی شاید در میانه یک طوفان بودن رو با یک قایق کاغذی، به برخی سکون ها ترجیح میدیم




گاهی همین که بلند شیم یه چیزی آماده کنیم، حله همه چی، همه آرامش دنیا به یکباره میاد سمت ما و ما بهمون یادآوی میشه که چقدر ساده ست آرامش، اگر برای ما یک اصل باشه. پاشین برین یه مربا بار بذارین، البته این تصویر بیشتر شبیه مارمالاد میمونه تا مربا.


طعم لبخند مون باید شیرین باشه، تلخ و زورکی به دنیا لبخند نزنیم
طعم لبخند مون باید شیرین باشه، تلخ و زورکی به دنیا لبخند نزنیم


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *